کودک پیش‌دبستانی هنوز با مداد و دفتر یاد نمی‌گیرد، با بازی یاد می‌گیرد

آنچه شبیه سرگرمی به‌نظر می‌رسد، برای مغز او، جدی‌ترین نوع یادگیری است.
تفکر و یادگیری
۵ تا ۶ سال
۳ دقیقه مطالعه
تفکر و یادگیری

کودک پیش‌دبستانی هنوز با مداد و دفتر یاد نمی‌گیرد، با بازی یاد می‌گیرد

آنچه شبیه سرگرمی به‌نظر می‌رسد، برای مغز او، جدی‌ترین نوع یادگیری است.
۵ تا ۶ سال
۳ دقیقه مطالعه

نگرانی از این‌که «فقط بازی می‌کند»

والد نگران است: «مهدکودک بیشتر وقتش با بازی می‌گذرد، کی قرار است چیزی واقعی یاد بگیرد؟» در تصورش، یادگیری واقعی یعنی نشستن پشت میز با مداد و دفتر.

اما همان بازی‌های به‌ظاهر ساده، پر از تمرین‌های شناختی پنهان است؛ وقتی با بچه‌های دیگر برجی از مکعب‌ها می‌سازد، باید نوبت بگیرد، تعادل قطعات را حساب کند، و وقتی برج می‌ریزد، ناکامی را مدیریت کند.

معلم مهدکودک، وقتی والد نگرانی‌اش را مطرح می‌کند، لیستی از مهارت‌هایی که در همان بازی‌ها تمرین می‌شود را برایش می‌شمارد؛ فهرستی که والد را غافلگیر می‌کند.

بازی، شکل جدی یادگیری در این سن است

در پنج‌شش‌سالگی، مغز کودک هنوز بهترین یادگیری‌اش را از طریق تجربه‌ی مستقیم، حرکت، و تعامل عملی با اشیا به دست می‌آورد، نه از طریق نشستن ساکن و دریافت اطلاعات انتزاعی.

بازی با مکعب، نقش‌بازی‌کردن، یا حتی دویدن در حیاط، هرکدام مهارت‌های شناختی، حرکتی و اجتماعی مشخصی را تمرین می‌دهند که پایه‌ی یادگیری‌های رسمی‌تر آینده خواهند بود.

این باور غلط که «یادگیری واقعی» فقط پشت میز اتفاق می‌افتد، گاهی از خودِ نظام آموزشی رسمی هم تقویت می‌شود؛ وقتی مدرسه‌ها و کتاب‌های درسی، وزن بیشتری به فعالیت‌های کاغذی می‌دهند تا بازی، والدین هم همان الگو را در خانه بازتولید می‌کنند.

وقتی بازی می‌کنم، خیلی چیزها یاد می‌گیرم

«وقتی با دوستانم بازی می‌کنم، باید فکر کنم چطور برج نریزد، یا چطور نوبت بگیریم. این‌ها هم یک‌جور یادگرفتن است، درست است؟»


یادگیری تجربی، پایه‌ی یادگیری انتزاعی بعدی

پژوهش‌های علوم رشد نشان می‌دهند که مهارت‌هایی مثل حل مسئله، تنظیم هیجان، نوبت‌گرفتن، و حتی مفاهیم اولیه‌ی ریاضی (اندازه، ترتیب، مقایسه)، در بازی آزاد و ساخت‌وساز، به شکلی طبیعی و عمیق تمرین می‌شوند؛ عمیق‌تر از آنچه در یک تمرین کاغذی مشابه اتفاق می‌افتد.

پایه‌ی محکم این مهارت‌های زیربنایی، دقیقاً همان چیزی است که یادگیری رسمی‌تر (خواندن، نوشتن، محاسبه) در سال‌های بعد روی آن ساخته می‌شود. عجله برای پرش مستقیم به یادگیری رسمی، بدون گذر از این پایه، می‌تواند شکاف‌هایی در بنیان شناختی کودک باقی بگذارد که بعداً سخت‌تر قابل جبران‌اند.

یک بازی، سه مهارت پنهان

دفعه‌ی بعد که کودک بازی می‌کند، سعی کنید حداقل سه مهارت شناختی یا اجتماعی که در همان بازی تمرین می‌شود را شناسایی کنید (مثلاً در بازی با مکعب: تعادل، برنامه‌ریزی، تحمل ناکامی).

این تمرین، دید شما را نسبت به ارزش پنهان بازی تغییر می‌دهد.

اعتماد به فرآیند بازی‌محور

به‌جای فشار برای جایگزینی بازی با تمرین‌های رسمی‌تر زودهنگام، می‌توان با معلم مهدکودک یا پیش‌دبستانی درباره‌ی مهارت‌های پنهانی که در هر بازی تمرین می‌شود گفت‌وگو کرد.

در خانه هم، وقت آزاد برای بازی بدون هدف آموزشی مشخص، به‌اندازه‌ی زمان «آموزشی» رسمی ارزشمند است.

به اشتراک‌گذاشتن مشاهدات خودتان از یادگیری پنهان در بازی با سایر اعضای خانواده هم می‌تواند نگرش کلی خانواده نسبت به ارزش بازی را تغییر دهد.

بازی، نام دیگر یادگیری در این سن است

آنچه شبیه سرگرمی ساده به‌نظر می‌رسد، برای کودک پیش‌دبستانی، جدی‌ترین شکل یادگیری است.

اعتماد به این فرآیند، پایه‌ی محکم‌تری برای یادگیری‌های رسمی آینده می‌سازد.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.