کودک پیش‌دبستانی مراسم عزاداری ایرانی را به شکل خودش می‌فهمد

او هنوز مفهوم کامل مرگ را نمی‌فهمد؛ اما فضای سنگین اطراف را کاملاً حس می‌کند.
جامعه و فرهنگ
۵ تا ۸ سال
۷ دقیقه مطالعه
جامعه و فرهنگ

کودک پیش‌دبستانی مراسم عزاداری ایرانی را به شکل خودش می‌فهمد

او هنوز مفهوم کامل مرگ را نمی‌فهمد؛ اما فضای سنگین اطراف را کاملاً حس می‌کند.
۵ تا ۸ سال
۷ دقیقه مطالعه

یک مجلس ساکت، پر از سؤال‌های نگفته

در یک مجلس ترحیم خانوادگی نشسته؛ بزرگ‌ترها گریه می‌کنند، فضا سنگین و ساکت است. کودک با دقت نگاه می‌کند، اما نمی‌فهمد دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

بعد از مدتی آرام می‌پرسد: «چرا همه ناراحتند؟» صدایش آرام‌تر از حد معمول است؛ انگار خودش هم حس می‌کند این‌جا جای بلندحرف‌زدن نیست.

هیچ‌کس فرصت نمی‌کند جواب کاملی بدهد؛ کسی سرش را تکان می‌دهد، کسی فقط بغلش می‌کند. کودک با همان ابهام، به تماشای فضا ادامه می‌دهد.

چند روز بعد از مراسم، در بازی با عروسک‌هایش، صحنه‌ای شبیه همان مجلس را بازسازی می‌کند -یک عروسک «رفته» و بقیه دور هم نشسته‌اند و «ناراحت»اند؛ نشانه‌ای که او هنوز در حال پردازش این تجربه از طریق بازی نمادین است.

فضا را می‌فهمد، مفهوم را هنوز نه

در پنج‌شش‌سالگی، درک کامل و انتزاعی از مفهوم مرگ (دائمی‌بودن، برگشت‌ناپذیری) هنوز کامل شکل نگرفته؛ اما کودک به‌شدت به فضای هیجانی اطرافش -غم، سکوت، گریه- حساس است و آن را جذب می‌کند.

این یعنی او بدون فهمیدن کامل ماجرا، همچنان از این تجربه متأثر می‌شود.

این بازسازی در بازی، بخشی طبیعی و سالم از فرآیند هضم یک تجربه‌ی هیجانی بزرگ برای کودک این سن است؛ او از طریق بازی، کنترل بیشتری روی موضوعی که در واقعیت هیچ کنترلی رویش نداشت، تجربه می‌کند.

نمی‌فهمم چرا همه گریه می‌کنند

«همه ناراحتند و گریه می‌کنند. نمی‌دانم دقیقاً چه اتفاقی افتاده، ولی حس می‌کنم یک چیز بدی شده.»


همراهی متناسب با سن، در آیین‌های فرهنگی

آیین‌های سوگواری ایرانی، بخش مهمی از تجربه‌ی فرهنگی و خانوادگی هستند که کودک، دیر یا زود، با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. سؤال اصلی، حذف‌کردن کودک از این تجربه نیست، بلکه همراهی متناسب با سطح درک اوست.

توضیح ساده و صادقانه، متناسب با سن -مثلاً «فلانی از دنیا رفته و دیگر برنمی‌گردد؛ برای همین خانواده‌اش غمگین‌اند»- به او کمک می‌کند فضای اطرافش را بهتر بفهمد، بدون جزئیات ترسناک یا انتزاعی بیش‌ازحد.

کودکی که هیچ توضیحی دریافت نمی‌کند، ممکن است این فضای سنگین را با تخیل خودش پر کند؛ گاهی با نتیجه‌گیری‌های نگران‌کننده‌تر از خودِ واقعیت.

با افزایش سن، از پنج‌شش‌سالگی به سنین بالاتر دبستان، درک او از مفهوم مرگ تدریجاً کامل‌تر و انتزاعی‌تر می‌شود؛ برای همین توضیحاتی که یک بار داده شده، در سنین بعدی هم می‌توانند دوباره و با عمق بیشتری مرور شوند، بدون این‌که لازم باشد همه‌چیز یک‌جا و در همان مجلس اول گفته شود.

روان‌شناسان کودک، بازی نمادین پس از یک تجربه‌ی هیجانی بزرگ را یکی از سالم‌ترین مکانیزم‌های پردازش می‌دانند؛ برخلاف تصور برخی والدین که چنین بازی‌هایی را نگران‌کننده می‌بینند، این بازسازی‌ها معمولاً نشانه‌ی سلامت روانی هستند، نه آسیب.

نگرانی واقعی، زمانی توجیه دارد که این بازی با علائم دیگری همراه شود -اضطراب شدید، اختلال خواب مداوم، یا ترس فراگیر از مرگ که در فعالیت‌های روزمره‌اش اختلال ایجاد کند؛ در غیاب این علائم، بازی نمادین، بخشی طبیعی از فرآیند سازگاری اوست.

فرهنگ‌های مختلف، رویکردهای متفاوتی برای آشناکردن کودکان با آیین‌های سوگواری دارند؛ در بسیاری از جوامع سنتی، ازجمله فرهنگ ایرانی، حضور کودکان در این مراسم -هرچند به‌شکل محدود و همراه با توضیح مناسب سنی- به‌جای حذف کامل آن‌ها، بخشی از آموزش طبیعی مواجهه با فقدان تلقی می‌شود.

این تفاوت در رویکرد فرهنگی به مرگ و سوگ، ارزش دارد که در آینده، وقتی کودک با فقدان‌های واقعی‌تری در زندگی‌اش روبه‌رو شود، به‌عنوان یک زیربنای فرهنگی و عاطفی به کارش بیاید؛ او از همین سن، یاد می‌گیرد که غم و سوگ، بخشی طبیعی از زندگی جمعی است، نه چیزی که باید پنهان یا انکار شود.

روان‌شناسانی که با کودکان کار می‌کنند، تأکید دارند که مواجهه‌ی زودهنگام و متناسب با سن با مفهوم مرگ -از طریق آیین‌های فرهنگی، حیوانات خانگی، یا حتی گیاهان- پایه‌ای می‌سازد که مواجهه با فقدان‌های بزرگ‌تر در آینده را کمی آسان‌تر می‌کند.

این نگاه فرهنگی به مواجهه‌ی تدریجی کودکان با مفهوم مرگ، برخلاف رویکردهایی که کودکان را به‌طور کامل از این تجربیات دور نگه می‌دارند، در بلندمدت به آن‌ها کمک می‌کند با فقدان‌های واقعی زندگی -که اجتناب‌ناپذیرند- با آمادگی روانی بیشتری روبه‌رو شوند.

این آمادگی روانی، به‌معنای بی‌دردی یا بی‌احساسی نیست؛ بلکه به‌معنای داشتن یک زبان و چارچوب فرهنگی برای درک و بیان این تجربه‌ی دشوار انسانی است، چیزی که کودکانی که به‌طور کامل از این آیین‌ها دور نگه داشته می‌شوند، ممکن است فاقد آن باشند.

یک گفت‌وگوی ساده، بعد از مراسم

بعد از چنین مراسمی، با جمله‌ای ساده بپرسید: «دوست داری بدانی امروز چه اتفاقی افتاد؟» و ببینید چه سؤال‌هایی خودش مطرح می‌کند.

پاسخ به همان سؤال‌های مشخص، بهتر از یک توضیح کامل و از‌پیش‌آماده است.

می‌توانید از او بپرسید چه سؤالاتی از آن روز هنوز در ذهنش مانده؛ گاهی سؤالات واقعی، چند روز بعد از خودِ رویداد، به ذهن کودک می‌رسند.

حضور همراه با توضیح ساده، نه حذف کامل

حذف‌کامل کودک از این آیین‌ها، لزوماً از او محافظت نمی‌کند؛ اغلب فقط او را با فضایی نامفهوم و بدون توضیح تنها می‌گذارد.

حضور کوتاه، همراه با توضیح ساده و صادقانه، و اجازه‌دادن به او برای پرسیدن سؤال، مسیر متعادل‌تری است.

همراهی با او در این بازی -بدون هدایت یا اصلاح صحنه- و پاسخ‌دادن به هر سؤالی که در حین بازی مطرح می‌کند، فرصت خوبی برای ادامه‌ی این فرآیند پردازش سالم فراهم می‌کند.

در سال‌های بعد، وقتی کودک با فقدان واقعی‌تری (مثلاً مرگ یک عضو نزدیک خانواده) روبه‌رو شود، یادآوری همین اولین تجربه‌ی آشنایی با مراسم سوگواری، می‌تواند به او کمک کند این تجربه‌ی جدید را در بستری آشناتر قرار دهد.

فضا را حس می‌کند، حتی بی‌آنکه بفهمد

کودک پیش‌دبستانی، آیین‌های سوگواری را نه از طریق مفهوم مرگ، بلکه از طریق فضای هیجانی اطرافش تجربه می‌کند.

توضیح ساده و همراهی آرام، بهتر از سکوت کامل یا حذف او از این تجربه‌ی فرهنگی است.

این نگاه فرهنگی به مواجهه‌ی تدریجی کودکان با مفهوم مرگ، برخلاف رویکردهایی که کودکان را به‌طور کامل از این تجربیات دور نگه می‌دارند، در بلندمدت به آن‌ها کمک می‌کند با فقدان‌های واقعی زندگی، با آمادگی روانی بیشتری روبه‌رو شوند. در نهایت، همراهی آرام و صادقانه‌ی خانواده در این اولین تجربه‌های مواجهه با فقدان، سرمایه‌ای عاطفی می‌سازد که کودک در تمام عمر، در مواجهه با غم‌های بزرگ‌تر زندگی، به آن تکیه خواهد کرد. این سرمایه‌ی عاطفی و فرهنگی، در تمام مواجهه‌های آینده‌ی او با فقدان، به‌عنوان یک پایه‌ی محکم عمل خواهد کرد. این همراهی صادقانه و فرهنگی در اولین مواجهه با مفهوم مرگ، سرمایه‌ای عاطفی برای تمام عمر اوست؛ سرمایه‌ای که در روزهای دشوارتر آینده، هرگاه با فقدان‌های واقعی‌تری روبه‌رو شود، به کارش خواهد آمد. این آمادگی فرهنگی و عاطفی که از همین سنین کودکی شکل می‌گیرد، در تمام مواجهه‌های آینده‌ی او با فقدان و غم، به‌عنوان یک پایه‌ی محکم و آشنا عمل خواهد کرد؛ پایه‌ای که به او کمک می‌کند این تجربه‌های دشوار انسانی را با آمادگی بیشتری پشت سر بگذارد.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.