کودکی که دیروز مطیع بود، امروز با هر قانونی می‌جنگد

این مقاومت تازه، اغلب کمتر درباره‌ی خودِ قانون و بیشتر درباره‌ی نیاز به احساس کنترل است.
احساسات و هیجان‌ها
۱۰ تا ۱۲ سال
۴ دقیقه مطالعه
احساسات و هیجان‌ها

کودکی که دیروز مطیع بود، امروز با هر قانونی می‌جنگد

این مقاومت تازه، اغلب کمتر درباره‌ی خودِ قانون و بیشتر درباره‌ی نیاز به احساس کنترل است.
۱۰ تا ۱۲ سال
۴ دقیقه مطالعه

قانونی که سال‌ها بدون اعتراض بود، حالا زیر سؤال است

ساعت خواب، محدودیت گوشی، حتی نوع لباس؛ قوانینی که سال‌ها بدون اعتراض رعایت می‌کرد، حالا یکی‌یکی به چالش کشیده می‌شوند. «چرا باید این‌طور باشد؟»

این سؤال، دیگر فقط یک‌بار در روز نیست؛ تقریباً هر قانون آشنای خانه، دیر یا زود، به همین شکل مورد چالش قرار می‌گیرد.

والد که تا دیروز عادت به همکاری بی‌چون‌وچرا داشته، حالا هر روز آماده‌ی یک بحث تازه است.

مبارزه، کمتر درباره‌ی قانون است

در آستانه‌ی نوجوانی، نیاز به احساس استقلال و کنترل روی زندگی شخصی، به‌شدت افزایش می‌یابد. مقاومت در برابر قوانین آشنا، اغلب کمتر درباره‌ی محتوای خودِ قانون و بیشتر درباره‌ی این است که او می‌خواهد حس کند در تعیین قوانین زندگی‌اش، صدایی دارد.

می‌خواهم نظرم هم شنیده شود

«نمی‌گویم همه‌ی قوانین بد هستند. فقط می‌خواهم گاهی نظر من هم درباره‌شان پرسیده شود، نه اینکه فقط بگویید باید همین‌طور باشد.»


تفاوت نافرمانی و جست‌وجوی استقلال

این تمایز، برای پاسخ درست اهمیت زیادی دارد: نافرمانی صرف، معمولاً بدون دلیل مشخص و برای مخالفت‌به‌خاطر‌مخالفت است. جست‌وجوی استقلال، معمولاً با یک استدلال (هرچند ناقص) همراه است و اگر فرصت مذاکره داده شود، به یک گفت‌وگو تبدیل می‌شود نه صرفاً یک نزاع.

پژوهش‌های رشد نوجوانی نشان می‌دهند که خانواده‌هایی که فضایی برای «مذاکره‌ی مشروط» قوانین باز می‌گذارند -یعنی برخی قوانین قابل‌بحث‌اند، برخی (ایمنی، احترام) ثابت می‌مانند- نسبت به خانواده‌های کاملاً اقتدارگرا یا کاملاً بی‌قانون، نتایج بهتری در رشد استقلال سالم نوجوان دارند.

سفت‌کردن بیشتر قوانین در واکنش به این مقاومت، معمولاً مبارزه را تشدید می‌کند، نه فروکش.

این الگو، در نوجوانانی که هیچ‌گاه فرصت مذاکره پیدا نمی‌کنند، اغلب به یکی از دو مسیر می‌رسد: تسلیم کامل و ظاهری (همراه با نارضایتی پنهان که ممکن است بعداً بروز کند)، یا طغیان شدیدتر در سنین بالاتر.

یک قانون، برای مذاکره

یک قانون کم‌ریسک (نه مربوط به ایمنی) را انتخاب کنید و از او بخواهید استدلالش را برای تغییر آن ارائه دهد.

ببینید آیا داشتن این فضای مذاکره، سطح کلی مقاومتش را در سایر حوزه‌ها هم کاهش می‌دهد.

تفکیک قوانین ثابت از قابل‌مذاکره

شفاف‌کردن این‌که کدام قوانین (ایمنی، احترام متقابل) غیرقابل‌مذاکره‌اند و کدام‌ها (ساعت بازی، سبک اتاق) جای گفت‌وگو دارند، به او حس مشارکت واقعی می‌دهد بدون از‌دست‌رفتن مرزهای اصلی.

گوش‌دادن کامل به استدلالش، حتی وقتی در نهایت قانون تغییر نمی‌کند، احساس شنیده‌شدن را در او تقویت می‌کند.

او می‌خواهد شنیده شود، نه فقط نافرمانی کند

مقاومت تازه در برابر قوانین آشنا، بیشتر از خودِ قانون، درباره‌ی نیاز به احساس کنترل و مشارکت است.

باز‌کردن فضایی برای مذاکره‌ی واقعی، مؤثرتر از سفت‌کردن قوانین در پاسخ به این مقاومت است.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
باشگاه فکر کِشو
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید:
یا
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.