کودکی که بین ارزش‌های خانه و مدرسه گیر کرده

آنچه در خانه درست شمرده می‌شود، گاهی در مدرسه رنگ دیگری دارد؛ او باید این دو دنیا را با هم جمع کند.
جامعه و فرهنگ
۱۰ تا ۱۲ سال
۷ دقیقه مطالعه
جامعه و فرهنگ

کودکی که بین ارزش‌های خانه و مدرسه گیر کرده

آنچه در خانه درست شمرده می‌شود، گاهی در مدرسه رنگ دیگری دارد؛ او باید این دو دنیا را با هم جمع کند.
۱۰ تا ۱۲ سال
۷ دقیقه مطالعه

دو مجموعه قانون، یک ذهن سردرگم

در خانه، یک‌جور رفتار و ارزش آموزش دیده؛ در مدرسه و بین دوستان، رفتارها و معیارهای دیگری رایج است. او هر روز باید تصمیم بگیرد کدام‌یک را دنبال کند.

گاهی وقتی از مدرسه برمی‌گردد، رفتارها یا کلماتی به کار می‌برد که با آنچه در خانه آموخته فرق دارد؛ والدینش این را نشانه‌ی «بد اثرگذاشتن دوستان» می‌بینند.

خودش، بین این دو دنیا، گاهی احساس می‌کند دو نسخه‌ی متفاوت از خودش را زندگی می‌کند.

یک شب، سر شام، بدون مقدمه می‌پرسد: «چرا وقتی همه‌ی بچه‌های مدرسه یک‌جور حرف می‌زنند، ما باید جور دیگری باشیم؟» سؤالی که نشان می‌دهد این کشمکش، دیگر فقط در پس‌زمینه‌ی ذهنش نیست، بلکه به یک پرسش آشکار تبدیل شده.

این تعارض، واقعی و روزمره است

برای بسیاری از کودکان در آستانه‌ی نوجوانی، فاصله‌ی میان ارزش‌های خانه و آنچه در محیط مدرسه و هم‌سالان رایج است، می‌تواند قابل‌توجه باشد. این کودک، هر روز در حال مذاکره‌ی خاموش میان این دو دنیا است، بدون اینکه لزوماً کسی متوجه این کشمکش درونی باشد.

این آشکارشدن پرسش، معمولاً نشانه‌ی خوبی است؛ به‌جای حمل‌کردن این تعارض به‌تنهایی، او حالا آماده است آن را با خانواده در میان بگذارد -فرصتی که اگر به‌خوبی استفاده شود، می‌تواند رابطه را عمیق‌تر کند.

نمی‌دانم کدام‌طرف را باید انتخاب کنم

«در خانه یک‌جور یاد گرفته‌ام، در مدرسه بقیه‌ی بچه‌ها جور دیگری رفتار می‌کنند. نمی‌دانم کدامش درست است.»


ساختن یک هویت یکپارچه از دو دنیا

این تعارض، بخشی از یک چالش رشدی مهم‌تر است: یادگیری اینکه چطور می‌توان در چند بافت فرهنگی و اجتماعی متفاوت حضور داشت، بدون از‌دست‌دادن یک هسته‌ی ثابت از هویت شخصی. این مهارت، برای زندگی در دنیای متنوع امروز، اهمیت روزافزونی دارد.

رویکردی که در آن خانواده، ارزش‌های خود را به‌عنوان تنها راه «درست» و محیط بیرون را کاملاً «غلط» معرفی کند، می‌تواند نوجوان را در یک حالت تعارض دائمی و پنهان قرار دهد -او در بیرون از خانه همرنگ می‌شود، اما با احساس گناه پنهان.

رویکرد مؤثرتر، کمک به کودک برای فهمیدن این‌که تفاوت در ارزش‌ها میان بافت‌های مختلف طبیعی است، و کمک به او برای شناسایی چند ارزش هسته‌ای که در هر دو دنیا برایش اهمیت دارند و می‌تواند به آن‌ها پایبند بماند.

این مهارت -حرکت میان بافت‌های مختلف بدون از‌دست‌دادن هسته‌ی خود- در بزرگسالی هم اهمیت زیادی دارد؛ پایه‌گذاری آن از همین سنین، سرمایه‌گذاری بلندمدتی است.

روان‌شناسان رشد، این وضعیت را «دوفرهنگی‌بودن» می‌نامند -پدیده‌ای که معمولاً درباره‌ی کودکان مهاجر یا اقلیت‌های فرهنگی مطرح می‌شود، اما در واقع، هر کودکی که میان دو نظام ارزشی متفاوت (خانه و محیط بیرونی‌تر) در حال حرکت است، تا حدی همین چالش را تجربه می‌کند.

کودکانی که مهارت دوفرهنگی‌بودن را با موفقیت می‌سازند -یعنی می‌توانند در هر بافت، رفتار متناسب با آن را نشان دهند بدون این‌که هویت اصلی‌شان را گم کنند- معمولاً از نظر اجتماعی انعطاف‌پذیرتر و در حل تعارض‌های بین‌فردی ماهرتر می‌شوند؛ این مهارت، یک نقطه‌قوت پنهان در این چالش به‌ظاهر دشوار است.

نقطه‌ی خطر، وقتی است که خانواده این دو دنیا را کاملاً متضاد و آشتی‌ناپذیر معرفی کند -یعنی پیام ضمنی این باشد که «یا کاملاً مثل ما باش، یا کاملاً مثل آن‌ها»؛ این نوع دوقطبی‌سازی، امکان ساختن یک هویت یکپارچه را از کودک می‌گیرد و او را وادار می‌کند یکی از این دو دنیا را به‌طور کامل انکار کند، که هیچ‌کدام واقع‌بینانه یا سالم نیست.

این کاوش هویتی دوفرهنگی، در بلندمدت، اغلب به یک نتیجه‌ی مثبت و غنی‌تر منجر می‌شود: نوجوانی که یاد می‌گیرد از هر دو دنیا، بهترین عناصر را انتخاب کند و آن‌ها را در یک هویت شخصی منسجم ترکیب کند، به‌جای انتخاب کامل یکی به قیمت طرد کامل دیگری.

این فرآیند ترکیب، شبیه چیزی است که در جامعه‌شناسی «هویت ترکیبی» نامیده می‌شود؛ فرآیندی که امروز، با افزایش تنوع فرهنگی در بسیاری از جوامع، به یک مهارت رشدی روزافزون‌اهمیت تبدیل شده است.

این هویت ترکیبی، وقتی با موفقیت ساخته شود، نوجوان را به فردی تبدیل می‌کند که می‌تواند در محیط‌های اجتماعی متنوع، با آسودگی و بدون از‌دست‌دادن اصالت خودش حضور داشته باشد؛ مهارتی که در دنیای به‌طور فزاینده جهانی‌شده‌ی امروز، ارزش عملی روزافزونی دارد.

پژوهش‌های روان‌شناسی بین‌فرهنگی نشان می‌دهند نوجوانانی که این هویت ترکیبی را با موفقیت می‌سازند، معمولاً از عزت‌نفس بالاتر و مهارت‌های حل‌مسئله‌ی اجتماعی قوی‌تری نسبت به کسانی که مجبور به انتخاب کامل یکی از دو دنیا شده‌اند، برخوردارند.

شناسایی ارزش‌های هسته‌ای مشترک

با هم درباره‌ی این صحبت کنید: «چه چیزهایی هستند که هم در خانه و هم در مدرسه، برایت واقعاً مهم‌اند؟ (مثل صداقت یا مهربانی)»

این گفت‌وگو، به او کمک می‌کند یک هسته‌ی ثابت هویتی، فراتر از تفاوت‌های سطحی‌تر، بسازد.

با هم فهرستی از ارزش‌هایی که از خانه گرفته و ارزش‌هایی که از محیط بیرونی‌تر آموخته بسازید؛ سپس ببینید کدام‌ها در کنار هم می‌توانند یک تصویر منسجم و سالم بسازند.

گفت‌وگوی باز، به‌جای قضاوت مطلق

به‌جای «مدرسه اشتباه یاد می‌دهد»، می‌توان گفت: «می‌بینم آنجا چیزهای متفاوتی رایج است؛ بیا با هم ببینیم کدامش با ارزش‌های ما هم‌خوانی دارد و کدامش نه.»

این گفت‌وگو، او را در نقش یک فکرکننده‌ی فعال قرار می‌دهد، نه فقط یک اجراکننده‌ی منفعل یکی از دو مجموعه‌قانون.

پرسیدن این‌که «کدام بخش از رفتار دوستانت را دوست داری و کدام بخش را نه» -به‌جای قضاوت کلی درباره‌ی «آن‌ها»- به او کمک می‌کند خودش، به‌جای پذیرش یا رد کامل یک فرهنگ، تصمیمات جزئی و آگاهانه‌تری بگیرد.

برگزاری یک گفت‌وگوی خانوادگی دوره‌ای (مثلاً ماهانه) که در آن اعضای خانواده درباره‌ی تجربه‌های اخیرشان با تفاوت‌های فرهنگی صحبت کنند، می‌تواند این موضوع را به بخشی عادی از گفت‌وگوی خانوادگی تبدیل کند، نه یک بحران دوره‌ای.

یک هویت، از دلِ دو دنیا

تعارض میان ارزش‌های خانه و مدرسه، تجربه‌ای واقعی و رایج در این سن است.

کمک به ساختن یک هسته‌ی هویتی ثابت، فراتر از این تفاوت‌های سطحی، مسیر سالم‌تری از قضاوت مطلق یکی از این دو دنیاست.

این هویت ترکیبی، وقتی با موفقیت ساخته شود، نوجوان را به فردی تبدیل می‌کند که می‌تواند در محیط‌های اجتماعی متنوع، با آسودگی و بدون از‌دست‌دادن اصالت خودش حضور داشته باشد. در نهایت، خانواده‌ای که به‌جای ترساندن نوجوان از دنیای بیرون یا انکار کامل ارزش‌های خانگی، فضایی برای این ترکیب سالم می‌سازد، فرزندی می‌پرورد که هم ریشه‌های محکمی دارد، هم بال‌های آماده‌ی پرواز در دنیای متنوع اطرافش. این هویت ترکیبی، در نهایت، نه یک مصالحه‌ی ناقص، بلکه یک دستاورد غنی‌تر از هرکدام از این دو دنیا به‌تنهایی است؛ ترکیبی که تمام عمر همراه او خواهد ماند. این هویت غنی و ترکیبی، اگرچه ساختنش زمان و صبر می‌طلبد، در نهایت به نوجوانی تبدیل می‌شود که می‌تواند با اعتمادبه‌نفس در هر دو دنیا حرکت کند، بدون احساس بیگانگی در هیچ‌کدام از آن‌ها.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.