چرا کودک خردسال به‌جای حرف‌زدن، جیغ می‌زند؟

وقتی هیجانش از واژگانش بزرگ‌تر می‌شود، جیغ تنها ابزاری است که در دسترسش می‌ماند.
احساسات و هیجان‌ها
۳ تا ۵ سال
۶ دقیقه مطالعه
احساسات و هیجان‌ها

چرا کودک خردسال به‌جای حرف‌زدن، جیغ می‌زند؟

وقتی هیجانش از واژگانش بزرگ‌تر می‌شود، جیغ تنها ابزاری است که در دسترسش می‌ماند.
۳ تا ۵ سال
۶ دقیقه مطالعه

یک جیغ بلند، بدون هیچ کلمه‌ای

اسباب‌بازی‌اش را کسی گرفته؛ به‌جای گفتن «مال من است»، یک جیغ بلند و ممتد می‌کشد. والد گوش‌هایش را می‌گیرد: «چرا فقط حرف نمی‌زنی؟»

چند ثانیه بعد، وقتی اسباب‌بازی برمی‌گردد، جیغ هم بلافاصله قطع می‌شود؛ انگار سیستمی که فعال شده بود، به همان سرعت خاموش شده.

این الگو تقریباً هر روز، حداقل یک‌بار، تکرار می‌شود؛ هربار سر یک ناکامی کوچک متفاوت.

زبان هیجان، زودتر از زبان کلمات می‌رسد

در سه‌چهارسالگی، بخش‌های مغزی مسئول تولید و تنظیم هیجان، رشد سریع‌تری نسبت به بخش‌های مسئول زبان و استدلال کلامی دارند. وقتی هیجانی به‌شدت بالا می‌رود، مسیرهای زبانی که هنوز کامل شکل نگرفته‌اند، به‌سختی در دسترس قرار می‌گیرند.

جیغ، در این لحظه، سریع‌ترین و در دسترس‌ترین راه تخلیه‌ی همان فشار هیجانی است، نه یک انتخاب آگاهانه برای آزاردادن دیگران.

این جیغ‌ها، در ساعات نزدیک به خواب یا وقتی گرسنه است، معمولاً شدیدتر و طولانی‌تر هستند؛ چون ظرفیت پایه‌ی بدن برای مدیریت هیجان، در این شرایط فیزیولوژیک، به‌طور طبیعی کاهش یافته است.

نمی‌توانستم کلمه پیدا کنم

«خیلی عصبانی شدم و نمی‌دانستم چی باید بگویم. فقط جیغ از دهانم بیرون آمد.»


مسابقه‌ی نابرابر میان مغز هیجانی و مغز کلامی

در سال‌های اول کودکی، سیستم لیمبیک (مسئول هیجان) بسیار زودتر از قشر پیش‌پیشانی و مراکز زبانی بالغ می‌شود. این یعنی وقتی یک محرک هیجانی قوی (اسباب‌بازی گرفته‌شده، ناکامی ناگهانی) رخ می‌دهد، واکنش هیجانی تقریباً آنی است، درحالی‌که دسترسی به کلمات مناسب برای بیان آن، هنوز کند و ناقص است.

این شکاف، توضیح می‌دهد چرا حتی کودکانی با واژگان نسبتاً خوب، در اوج هیجان، به رفتارهای غیرکلامی (جیغ، گریه، پرت‌کردن) پناه می‌برند؛ در آن لحظه، مغز به‌سادگی به مسیر کلامی دسترسی ندارد.

با رشد و تمرین، این شکاف به‌تدریج کوچک‌تر می‌شود و کودک می‌تواند حتی در اوج هیجان، سریع‌تر به کلمات دسترسی پیدا کند؛ اما این یک فرآیند تدریجی است، نه چیزی که بشود یک‌شبه آموزش داد.

خستگی، گرسنگی و کمبود خواب، این شکاف را باز هم بزرگ‌تر می‌کنند؛ برای همین جیغ‌های همین کودک، در روزهای پرانرژی و خواب‌کافی، معمولاً کمتر و کوتاه‌تر است.

واژگان هیجانی کودک، شبیه هر مهارت زبانی دیگری، از طریق شنیدن مکرر و تکرار ساخته می‌شود؛ کودکی که بارها کلمات دقیق احساساتش را از دهان والدین شنیده («عصبانی»، «ناامید»، «خسته»)، سریع‌تر از کودکی که هرگز این کلمات را نشنیده، به این واژگان دسترسی پیدا می‌کند.

این آموزش واژگان هیجانی، بهترین‌جا برای اتفاق‌افتادن، لحظات آرام است، نه اوج هیجان؛ خواندن کتاب‌های کودکانه که شخصیت‌هایشان احساسات مختلف را تجربه می‌کنند، فرصت خوبی برای معرفی این واژگان بدون فشار لحظه‌ای است.

این مهارت واژگان هیجانی، پایه‌ای می‌سازد که در سال‌های بعد، به توانایی گفت‌وگوی سازنده درباره‌ی احساسات پیچیده‌تر (حسادت، شرم، ناامیدی) هم تبدیل می‌شود؛ کودکی که از کوچکی این زبان را یاد گرفته، در نوجوانی هم راحت‌تر می‌تواند احساساتش را با کلمات، نه رفتار، بیان کند.

برخی مهدکودک‌ها و مدارس ابتدایی، برنامه‌های آموزشی «سواد هیجانی» را از همین سنین آغاز می‌کنند؛ نتایج این برنامه‌ها نشان می‌دهد کودکانی که این آموزش را دریافت کرده‌اند، در بلندمدت هم رفتارهای پرخاشگرانه‌ی کمتری نشان می‌دهند.

این مسیر رشد واژگان هیجانی، پایه‌ای برای مهارت مهم‌تری در آینده می‌سازد: توانایی گفت‌وگوی سازنده درباره‌ی احساسات در روابط نزدیک بزرگسالی، مهارتی که ریشه‌اش دقیقاً در همین سال‌های اولیه‌ی کودکی شکل می‌گیرد.

نام‌گذاری هیجان، بعد از آرام‌شدن

بعد از آرام‌شدن جیغ، نه در اوج آن، با او مرور کنید: «به‌نظرم خیلی عصبانی بودی چون اسباب‌بازی‌ات را گرفتند.» ببینید آیا نام‌گذاری بعدی، به او کمک می‌کند دفعه‌ی بعد سریع‌تر کلمه پیدا کند.

کاهش انتظار از کلمات، در اوج هیجان

در لحظه‌ی جیغ‌زدن، انتظار «حرف بزن، جیغ نزن» معمولاً جواب نمی‌دهد؛ چون مغزش در آن لحظه به کلمات دسترسی ندارد. آرام‌کردن اول (حضور، آغوش)، و کلمات بعد از آرامش، مسیر واقع‌بینانه‌تری است.

تمرین مکرر نام‌گذاری هیجانات در لحظات آرام (نه فقط بحرانی)، به‌مرور واژگان هیجانی او را برای استفاده در لحظات سخت‌تر، غنی‌تر می‌کند.

ساختن یک «چرخ احساسات» ساده با تصاویر چهره‌های مختلف (شاد، عصبانی، ناراحت)، به او کمک می‌کند حتی پیش از داشتن کلمات کافی، احساسش را با اشاره نشان دهد.

وقتی خودتان هم احساس شدیدی دارید، نام‌گذاری آن جلوی کودک («امروز خیلی خسته و کمی عصبانی‌ام») الگوی زبانی ارزشمندی برای او می‌سازد.

جیغ، زبان اوست تا زبان برسد

جیغ کودک خردسال، در بسیاری موارد، تنها ابزار در دسترس او برای بیان هیجانی است که هنوز کلمه‌ای برایش ندارد.

صبر و کمک به رشد تدریجی واژگان هیجانی، مؤثرتر از انتظار برای توقف فوری این رفتار است.

این مهارت واژگان هیجانی، پایه‌ای می‌سازد که در سال‌های بعد، به توانایی گفت‌وگوی سازنده درباره‌ی احساسات پیچیده‌تر هم تبدیل می‌شود. در نهایت، جیغ امروز، اگر با صبر و کمک به رشد واژگان هیجانی همراه شود، به‌تدریج جای خودش را به کلماتی می‌دهد که کودک با آن‌ها، بهتر و آرام‌تر، دنیای درونی‌اش را بیان می‌کند. این پیشرفت تدریجی در واژگان هیجانی، یکی از با‌ارزش‌ترین مهارت‌هایی است که یک کودک در سال‌های اولیه‌ی زندگی‌اش می‌تواند کسب کند. این سرمایه‌گذاری در واژگان هیجانی کودک، شاید یکی از ساکت‌ترین اما مؤثرترین کارهایی باشد که یک خانواده می‌تواند در سال‌های اولیه‌ی زندگی فرزندش انجام دهد. این توانایی رشدیافته برای نام‌بردن و بیان احساسات، در سال‌های بعد، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای او برای ساختن روابط سالم و حل تعارض‌های بین‌فردی تبدیل خواهد شد؛ ابزاری که ریشه‌اش، دقیقاً در همین تلاش‌های کوچک و روزمره‌ی امروز شکل می‌گیرد. این توانایی، پایه‌ای برای تمام روابط سالم آینده‌ی اوست. این توانایی، پایه‌ای برای تمام روابط سالم آینده‌ی اوست. این توانایی رشدیافته برای بیان احساسات با کلمات، پایه‌ای محکم برای تمام روابط سالم و صمیمانه‌ی آینده‌ی اوست.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

اعتماد شما، آغاز یک همراهی است.

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.