نقاشی عجیب کودک، زبانی که نباید اصلاحش کرد

آسمان سبز و خورشید مربعی، اشتباه نیست؛ یک زبان دیگر است.
تفکر و یادگیری
۴ تا ۶ سال
۳ دقیقه مطالعه
تفکر و یادگیری

نقاشی عجیب کودک، زبانی که نباید اصلاحش کرد

آسمان سبز و خورشید مربعی، اشتباه نیست؛ یک زبان دیگر است.
۴ تا ۶ سال
۳ دقیقه مطالعه

خورشیدی که مربعی شد

کودک با ذوق نقاشی‌اش را نشان می‌دهد: آسمانی سبز، خورشیدی مربعی‌شکل، آدمکی با پنج دست. برای خودش، هر خط این نقاشی معنایی دارد که هنوز کامل نمی‌تواند توضیح دهد.

والد از سر محبت می‌گوید: «قشنگه، ولی خورشید که گرد است، بیا درستش کنیم.» کودک برای لحظه‌ای مکث می‌کند، به نقاشی‌اش نگاه می‌کند، بعد بدون حرف، آن را کنار می‌گذارد.

دفعه‌ی بعد که نقاشی می‌کشد، انگار محتاط‌تر شده؛ قبل از نشان‌دادنش، یک لحظه مکث می‌کند، انگار می‌خواهد مطمئن شود این‌بار «درست» کشیده.

نقاشی، گزارش واقعیت نیست

در این سن، نقاشی کودک لزوماً تلاشی برای بازتولید دقیق واقعیت نیست؛ بیشتر بازتابی از احساس، تخیل، و چیزی است که برایش در آن لحظه مهم بوده.

وقتی بزرگسال این تصویر را با معیار «درست/غلط» می‌سنجد، پیامی که ناخواسته منتقل می‌شود این است: «آنچه از درونت بیرون آوردی، اشتباه بود.» این پیام، حتی اگر با لحن محبت‌آمیز گفته شود، همان اثر را روی کودک می‌گذارد.

می‌خواستم خورشید را همین‌طوری بکشم

«خورشید تو نقاشی من مربعی بود چون همین‌طوری دلم خواست. فکر نمی‌کردم اشتباه باشد. حالا دیگر دلم نمی‌خواهد نقاشی‌هایم را نشان بدهم.»


نقاشی به‌عنوان یک زبان موازی

کودکان پیش‌دبستانی، هنوز واژگان کافی برای بیان دقیق تمام احساسات و برداشت‌های درونی خود ندارند. نقاشی، برای بسیاری از آن‌ها، یک کانال موازی برای بیان چیزی است که با کلمات نمی‌توانند بگویند.

انتخاب رنگ‌های غیرواقعی یا شکل‌های غیرمعمول، اغلب نه از سرِ ندانستن، بلکه از سرِ آزادی در بیان یک حس (مثلاً خورشید مربعی چون امروز حس متفاوتی داشته) است؛ گاهی حتی انتخاب یک رنگ تیره برای آسمان، بازتاب یک روز سخت است، نه اشتباه در شناخت رنگ‌ها.

وقتی این بیان با معیار واقع‌گرایی اصلاح می‌شود، پیام ضمنی این است که تنها یک شکل «درست» بیان وجود دارد. این می‌تواند به‌مرور، میل به آزمایش و خلاقیت را کم‌رنگ کند، چون کودک یاد می‌گیرد ابتدا از خودش بپرسد «آیا این درست است؟» به‌جای «آیا این همان چیزی است که می‌خواستم بگویم؟»

این تغییر نگرش، اگر تکرار شود، می‌تواند فراتر از نقاشی هم گسترش پیدا کند و روی میل کلی کودک به امتحان‌کردن و بیان آزادانه‌ی ایده‌های تازه در زمینه‌های دیگر هم اثر بگذارد.

پرسیدن به‌جای اصلاح‌کردن

دفعه‌ی بعد که کودک نقاشی‌اش را نشان داد، به‌جای اشاره به «درست‌بودن» شکل‌ها، فقط بپرسید: «این‌جا چه اتفاقی افتاده؟» یا «چرا این رنگ را انتخاب کردی؟»

ببینید چه داستانی از پشت آن رنگ‌ها و شکل‌ها بیرون می‌آید؛ معمولاً بیشتر از آنچه فکر می‌کنید، و اغلب نشان‌دهنده‌ی چیزی است که آن روز واقعاً برایش مهم بوده.

همراهی با کنجکاوی، نه اصلاح

تحسین بدون قید و شرط تلاش او، مهم‌تر از دقت واقع‌گرایانه است. اگر خودش سؤال کرد «خورشید واقعی چه شکلی است؟»، آن‌جا فرصت خوبی برای گفت‌وگوست، نه پیش از آن.

هدف، ساختن فضایی است که کودک بداند هر شکلی که از درونش بیرون بیاید، پذیرفته می‌شود.

زبان نقاشی را ترجمه نکن، بشنو

نقاشی کودک، گزارش دنیای بیرون نیست؛ ترجمه‌ای از دنیای درون اوست.

وقتی این ترجمه پذیرفته شود، نه اصلاح، میل او به بیان و آزمایش، بیشتر زنده می‌ماند.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
باشگاه فکر کِشو
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید:
یا
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.