مقایسه نمره با هم‌کلاسی یادگیری نمی‌سازد؛ فقط رقابت می‌سازد

پرسیدن «فلانی چند گرفت؟» به‌جای «خودت چه یاد گرفتی؟»، مسیر ذهن کودک را عوض می‌کند.
تفکر و یادگیری
۷ تا ۹ سال
۴ دقیقه مطالعه
تفکر و یادگیری

مقایسه نمره با هم‌کلاسی یادگیری نمی‌سازد؛ فقط رقابت می‌سازد

پرسیدن «فلانی چند گرفت؟» به‌جای «خودت چه یاد گرفتی؟»، مسیر ذهن کودک را عوض می‌کند.
۷ تا ۹ سال
۴ دقیقه مطالعه

بیست‌ونیم گرفت، ولی خوشحال نبود

کودک با نمره‌ی خوبی از مدرسه برمی‌گردد، هیجان‌زده می‌خواهد تعریف کند. اولین سؤال والد این است: «مریم چند گرفت؟» کودک برای لحظه‌ای مکث می‌کند، بعد با صدایی آرام‌تر می‌گوید «بیست گرفت».

همان لحظه، خوشحالی از نمره‌ی خودش رنگ می‌بازد؛ حالا فقط این مهم است که از مریم بهتر بوده یا نه. لبخندی که با آن وارد خانه شده بود، دیگر روی صورتش نیست.

چند روز بعد، وقتی دوباره از مدرسه برمی‌گردد، دیگر منتظر نمی‌ماند خودش تعریف کند؛ اول می‌پرسد «حالا کی چند گرفت؟»

سؤال، جهت توجه را تعیین می‌کند

وقتی اولین واکنش به یک نمره، مقایسه با دیگران باشد، پیام ضمنی این است که ارزش کار او نه در خودِ یادگیری، بلکه در جایگاهش نسبت به بقیه تعریف می‌شود.

این‌طور نیست که مقایسه همیشه مضر باشد؛ اما وقتی به شکل مکرر و به‌جای توجه به رشد شخصی او تکرار شود، می‌تواند تمرکز را از «چقدر یاد گرفتم» به «چقدر از بقیه جلوترم» منتقل کند.

این الگو در خانواده‌هایی که چند فرزند دارند، می‌تواند حتی پررنگ‌تر شود؛ چون مقایسه دیگر محدود به هم‌کلاسی‌ها نیست، بلکه بین خواهر و برادر هم جریان پیدا می‌کند و اثرش را روی رابطه‌ی آن‌ها هم می‌گذارد.

مهم نیست چقدر یاد گرفتم، مهم اینه از کی بهترم

«وقتی می‌پرسند فلانی چند گرفت، دیگر از نمره‌ی خودم خوشحال نمی‌شوم. فقط فکر می‌کنم آیا از او بهتر بودم یا نه.»


دو نوع انگیزه، دو نتیجه‌ی متفاوت

پژوهش‌های انگیزشی، میان دو جهت‌گیری هدف تمایز می‌گذارند: هدف‌محوری تسلط (تمرکز بر یادگیری و پیشرفت شخصی) و هدف‌محوری عملکرد-مقایسه‌ای (تمرکز بر برتری نسبت به دیگران).

کودکانی که بیشتر در جهت‌گیری اول رشد می‌کنند، در برابر شکست مقاوم‌ترند، چون شکست را فرصت یادگیری می‌بینند نه تهدیدی برای جایگاهشان. کودکانی که جهت‌گیری دوم در آن‌ها پررنگ‌تر است، در برابر شکست آسیب‌پذیرترند، چون هر شکست، تهدیدی مستقیم برای رتبه‌ی اجتماعی‌شان تلقی می‌شود.

محیط اطراف کودک -به‌خصوص واکنش مکرر والد و معلم- نقش زیادی در این‌که کدام جهت‌گیری غالب شود دارد. سؤال مکرر «از فلانی بهتر بودی؟» به‌آرامی جهت‌گیری دوم را تقویت می‌کند؛ و این تقویت، چون هر بار کوچک و بی‌آزار به‌نظر می‌رسد، اغلب دیر متوجهش می‌شویم.

پیامد بلندمدت این جهت‌گیری، محدود به مدرسه هم نمی‌ماند؛ کودکی که یاد گرفته ارزش کارش را با مقایسه بسنجد، در بسیاری از حوزه‌های دیگر زندگی هم همین الگو را تکرار می‌کند.

یک هفته، بدون نام‌بردن دیگران

یک هفته، هنگام صحبت درباره‌ی مدرسه، فقط از خودِ او بپرسید: «امروز چه چیز جدیدی یاد گرفتی؟» بدون اشاره به نمره‌ی دیگران.

تغییر لحن و اشتیاق او در تعریف‌کردن را با هفته‌های قبل مقایسه کنید؛ این تفاوت، اغلب خودش گویاست.

بازگرداندن توجه به مسیر شخصی او

به‌جای «از فلانی بهتر بودی؟»، می‌توان پرسید «نسبت به دفعه‌ی قبل خودت، چه پیشرفتی کردی؟» این سؤال، معیار سنجش را از بیرون به درون خودش منتقل می‌کند.

وقتی نمره‌ی پایین می‌آورد هم، تمرکز روی «چه بخشی سخت بود؟» مفیدتر از مقایسه با عملکرد بقیه است.

می‌توان با معلم هم گفت‌وگو کرد که بازخورد فردی (نه رتبه‌بندی کلاسی) را در اولویت قرار دهد؛ این هماهنگی میان خانه و مدرسه، اثر تغییر جهت گفت‌وگو را تقویت می‌کند.

معیار واقعی، مسیر خودش است

یادگیری واقعی، از مقایسه‌ی مداوم با دیگران رشد نمی‌کند؛ از دیدن پیشرفت خود نسبت به گذشته‌ی خود رشد می‌کند.

تغییر جهت این یک سؤال ساده، می‌تواند مسیر انگیزشی کودک را برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار دهد.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.