مرز بین تخیل و دروغ در کودک پیش‌دبستانی کجاست؟

داستانی که تعریف می‌کند، همیشه تلاش برای فریب نیست؛ گاهی فقط بازی ذهنش است.
رفتار و عادت‌ها
۴ تا ۶ سال
۴ دقیقه مطالعه
رفتار و عادت‌ها

مرز بین تخیل و دروغ در کودک پیش‌دبستانی کجاست؟

داستانی که تعریف می‌کند، همیشه تلاش برای فریب نیست؛ گاهی فقط بازی ذهنش است.
۴ تا ۶ سال
۴ دقیقه مطالعه

دوست نامرئی‌ای که همه‌چیز را خراب کرد

لیوان آب روی زمین ریخته؛ کودک با اطمینان می‌گوید: «من نبودم، دوست نامرئی‌ام این کار را کرد!» والد نمی‌داند بخندد یا نگران شود؛ آیا این دروغ‌گفتن است؟

این اولین‌بار نیست که دوست نامرئی‌اش وسط یک ماجرا ظاهر می‌شود؛ هفته‌ی پیش هم مسئول خالی‌کردن شیشه‌ی شکر بود.

جالب این‌جاست که کودک وقتی این حرف‌ها را می‌زند، هیچ نشانه‌ای از اضطراب یا احساس گناه در چهره‌اش نیست؛ لحنش بیشتر شبیه کسی است که دارد یک واقعیت را گزارش می‌دهد.

مرز واقعیت و خیال، هنوز کامل شکل نگرفته

در پنج‌شش‌سالگی، توانایی تخیل به اوج می‌رسد، اما توانایی تفکیک کامل میان دنیای خیالی و واقعی هنوز در حال تکمیل‌شدن است. گفتن «دوست نامرئی این کار را کرد» می‌تواند بیشتر از فرار از تنبیه، ادامه‌ی طبیعی همان بازی تخیلی باشد که در ذهنش در جریان است.

این دوست نامرئی، برای بسیاری از کودکان این سن، یک همراه واقعی و پایدار در ذهنشان است؛ نامش را می‌دانند، شخصیتش را می‌شناسند، و حتی برایش جا در سفره باز می‌کنند.

فقط داشتم بازی می‌کردم

«دوست نامرئی‌ام واقعی است، توی سرم زندگی می‌کند. وقتی گفتم او این کار را کرد، فقط داشتم با او بازی می‌کردم.»


سه نوع «ناراستی» که باید از هم جدا شوند

آنچه از بیرون «دروغ» به‌نظر می‌رسد، در این سن می‌تواند از سه منبع کاملاً متفاوت بیاید: بازی تخیلی محض (بدون قصد فریب)، آرزوی واقعیت (تعریف‌کردن چیزی که دلش می‌خواست اتفاق بیفتد، نه آنچه افتاده)، و تلاش آگاهانه برای فرار از تنبیه.

تشخیص این سه از هم، به لحن و زمینه‌ی داستان بستگی دارد؛ داستانی که با ذوق و بدون ترس از پیامد تعریف می‌شود، بیشتر به بازی تخیلی شبیه است تا داستانی که با اضطراب و برای فرار از یک عواقب مشخص گفته می‌شود.

واکنش یکسان و سخت‌گیرانه به هر سه نوع، می‌تواند تخیل سالم او را با نگرانی از مجازات قاطی کند؛ درحالی‌که هدف، پرورش تخیل و در عین حال، آموزش تدریجی مرز صداقت در موقعیت‌های واقعاً مهم است.

پژوهش‌های رشد نشان می‌دهند کودکانی که دوست نامرئی دارند، معمولاً از نظر مهارت‌های اجتماعی و زبانی، جلوتر یا هم‌سطح با هم‌سالانشان هستند؛ این پدیده، برخلاف تصور رایج، نشانه‌ی مشکل نیست، بلکه اغلب نشانه‌ی خلاقیت و مهارت روایت‌گری فعال ذهن اوست.

پرسیدن با کنجکاوی، نه اتهام

دفعه‌ی بعد با لحن کنجکاو (نه بازخواست) بپرسید: «این داستان جالب دوست نامرئی رو بیشتر برام تعریف کن.» ببینید آیا او با ذوق ادامه می‌دهد (نشانه‌ی بازی) یا مضطرب می‌شود (نشانه‌ی ترس از پیامد).

پرورش تخیل، همراه با روشن‌کردن مرز واقعیت

می‌توانید با بازی همراهی کنید («چه دوست بازیگوشی داری!») و بعد، جدا و بدون اتهام، بپرسید «حالا بیا با هم لیوان رو پاک کنیم.» این کار، تخیل را رد نمی‌کند اما مسئولیت واقعی را هم روشن می‌کند.

در موقعیت‌های واقعاً مهم (مثلاً کسی آسیب دیده)، باید با آرامش اما شفاف، تفاوت میان بازی و واقعیت را نشان داد.

به‌مرور و با رشد زبانی بیشتر، اکثر کودکان خودشان توانایی تفکیک این دو دنیا را کامل‌تر می‌کنند؛ عجله برای تسریع این فرآیند با فشار یا سرزنش، معمولاً نتیجه‌ی معکوس دارد.

تخیل، دشمن صداقت نیست

بیشتر «داستان‌های عجیب» این سن، بازی ذهنی‌اند، نه تلاش برای فریب.

پرورش این تخیل، همراه با آموزش آرام مرز واقعیت، بهتر از برخورد یکسان با هر نوع ناراستی است.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
باشگاه فکر کِشو
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید:
یا
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.