قضاوت کودک درباره ازدواج خانواده‌های دیگر، آینه‌ای رو به خانه خودش

وقتی درباره‌ی رابطه‌ی زوج دیگری نظر می‌دهد، در واقع دارد الگوی روابط را تمرین می‌کند.
روابط و خانواده
۱۰ تا ۱۲ سال
۷ دقیقه مطالعه
روابط و خانواده

قضاوت کودک درباره ازدواج خانواده‌های دیگر، آینه‌ای رو به خانه خودش

وقتی درباره‌ی رابطه‌ی زوج دیگری نظر می‌دهد، در واقع دارد الگوی روابط را تمرین می‌کند.
۱۰ تا ۱۲ سال
۷ دقیقه مطالعه

یک نظر تیز درباره‌ی خانواده‌ی دوستش

بعد از یک مهمانی، می‌گوید: «بابای آرمین همیشه سر مامانش داد می‌زند، اصلاً خوب نیست.» لحنش قاطع و قضاوتی است؛ عجیب برای سنی که تازه دارد روابط بزرگسالان را می‌فهمد.

چند دقیقه بعد، همین قضاوت را درباره‌ی خانواده‌ی دیگری هم تکرار می‌کند، این‌بار درباره‌ی این‌که دوست دارد پدر و مادرش «مثل فلان خانواده باهم مهربان باشند».

والد متوجه می‌شود که این نظرها، اتفاقی و سطحی نیستند؛ کودک واقعاً دارد بین خانواده‌های مختلف مقایسه می‌کند.

چند روز بعد، همین کودک، درباره‌ی رابطه‌ی خودِ والدینش سؤالی می‌پرسد که قبلاً هرگز مطرح نکرده بود: «شما هم گاهی مثل بابای آرمین با هم دعوا می‌کنید؟» سؤالی که نشان می‌دهد او دارد معیارهای تازه‌اش را مستقیماً به خانه‌ی خودش هم اعمال می‌کند.

او دارد یک الگو می‌سازد، نه فقط قضاوت می‌کند

در آستانه‌ی نوجوانی، کودک شروع به ساختن یک نقشه‌ی ذهنی از «رابطه‌ی سالم چطور به‌نظر می‌رسد» می‌کند؛ این نقشه را از مشاهده‌ی روابط اطرافش -از جمله خانواده‌ی خودش- می‌سازد.

قضاوت درباره‌ی خانواده‌ی دیگران، درواقع تلاشی برای محک‌زدن این نقشه‌ی در حال ساخت است؛ او دارد می‌فهمد چه چیزی را «درست» و چه چیزی را «نادرست» می‌داند.

این بازگشت مستقیم پرسش به خانه‌ی خودش، دقیقاً همان چیزی است که این مرحله‌ی رشدی پیش‌بینی می‌کند؛ کودک، بعد از ساختن معیارهایی از مشاهده‌ی بیرون، آن‌ها را به‌عنوان یک آینه به نزدیک‌ترین رابطه‌ی اطرافش بازمی‌تاباند.

نمی‌خواهم رابطه‌ام این‌جوری باشد

«وقتی می‌بینم یک بابا با مامانش بد حرف می‌زند، فکر می‌کنم اصلاً دوست ندارم رابطه‌ام یک روز این‌جوری باشد.»


خانه‌ی خودش، اولین و قوی‌ترین الگو

پژوهش‌های روابط نشان می‌دهند که کودکان، الگوی اولیه‌ی خود از «رابطه‌ی صمیمی چگونه کار می‌کند» را عمدتاً از مشاهده‌ی رابطه‌ی والدینشان می‌سازند؛ نه از آنچه درباره‌ی رابطه‌ی سالم به آن‌ها گفته می‌شود.

وقتی کودک درباره‌ی رابطه‌ی یک خانواده‌ی دیگر قضاوت می‌کند، این فرصتی است برای فهمیدن اینکه او دقیقاً چه چیزی را در روابط اطرافش (از جمله خانه‌ی خودش) مشاهده و ارزیابی می‌کند.

این‌جا یک نکته‌ی حساس وجود دارد: اگر رفتار مشابهی (مثلاً همان لحن تند) در خانه‌ی خودش هم وجود داشته باشد، این قضاوت می‌تواند غیرمستقیم پیامی درباره‌ی نگرانی از همان الگو در خانه‌ی خودش باشد.

این الگوسازی، محدود به رابطه‌ی زناشویی هم نمی‌ماند؛ کودک هم‌زمان از نحوه‌ی حل‌کردن اختلاف، ابراز محبت، و حتی تقسیم مسئولیت‌ها در خانه‌های اطرافش، تکه‌های مختلفی از تصویر «رابطه‌ی خوب» را جمع می‌کند.

نظریه‌ی یادگیری اجتماعی، این فرآیند را «یادگیری از طریق مشاهده» می‌نامد؛ کودک نه فقط از تجربه‌ی مستقیم خودش، بلکه از مشاهده‌ی روابط دیگران هم می‌آموزد چه چیزی «طبیعی» یا «قابل‌قبول» در یک رابطه است. این یادگیری، معمولاً بدون آموزش مستقیم و صرفاً از طریق قرارگرفتن مکرر در معرض این الگوها اتفاق می‌افتد.

این یعنی رفتار روزمره‌ی والدین -نه فقط جملاتی که درباره‌ی «رابطه‌ی خوب» به کودک گفته می‌شود- تأثیرگذارترین معلم اوست. کودکی که ببیند والدینش اختلاف‌نظر دارند اما با احترام آن را حل می‌کنند، الگویی متفاوت از کودکی می‌سازد که شاهد سکوت طولانی یا برخورد تند بوده است.

نکته‌ی امیدبخش این‌جاست که هیچ خانواده‌ای کامل نیست، و کودک نیازی به دیدن یک رابطه‌ی بی‌نقص ندارد؛ آنچه او واقعاً از آن می‌آموزد، نحوه‌ی مواجهه با تعارض است -آیا اختلاف‌نظرها با احترام حل می‌شوند، یا به سکوت طولانی و بی‌احترامی منجر می‌شوند؟

این فرآیند الگوبرداری، محدود به رابطه‌ی زناشویی هم نمی‌ماند؛ کودک هم‌زمان از نحوه‌ی برخورد والدینش با دوستان، همکاران، و حتی غریبه‌ها هم درس می‌گیرد -یک دوره‌ی مداوم و نامرئی از آموزش روابط انسانی که در پس‌زمینه‌ی زندگی روزمره در جریان است.

خانواده‌هایی که آگاهانه تلاش می‌کنند الگوهای سالم‌تری از حل تعارض نشان دهند -حتی وقتی این تلاش با تلاش و خطا همراه است- به فرزندشان هدیه‌ای می‌دهند که فراتر از هر نصیحت مستقیمی درباره‌ی «رابطه‌ی خوب» ارزش دارد.

این الگوبرداری از روابط اطراف، حتی شامل روابط دوستی و همکاری هم می‌شود؛ کودک، از دیدن نحوه‌ی برخورد والدینش با دوستان و همکارانشان هم، درس‌های مهمی درباره‌ی احترام متقابل، مرزگذاری، و حل تعارض می‌گیرد که در روابط آینده‌ی خودش به کار خواهد برد.

خانواده‌هایی که آگاهانه فضایی برای گفت‌وگوی باز درباره‌ی روابط -نه فقط نمایش یک تصویر «کامل» از رابطه- ایجاد می‌کنند، به فرزندشان کمک می‌کنند انتظارات واقع‌بینانه‌تری از رابطه‌های آینده‌ی خودش بسازد؛ انتظاراتی که نه بر پایه‌ی کمال، بلکه بر پایه‌ی تلاش مشترک و احترام استوارند.

گوش‌دادن به معیارهای پنهان او

دفعه‌ی بعد که چنین نظری داد، به‌جای رد یا تأییدکردن سریع، بپرسید: «فکر می‌کنی یک رابطه‌ی خوب چه‌شکلی است؟»

پاسخش، اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی معیارهایی که در حال ساختن است به شما می‌دهد.

می‌توانید از او بپرسید فکر می‌کند چه چیزهایی یک رابطه‌ی خوب را می‌سازد؛ سپس با صداقت، بخش‌هایی از رابطه‌ی خودتان که با این معیارها هم‌خوانی دارد را با او در میان بگذارید.

بازتاب آگاهانه به خانه‌ی خودش

این فرصت خوبی است برای بازبینی صادقانه: آیا الگوهایی که در خانه‌ی خودمان تکرار می‌شود، همان چیزی است که می‌خواهیم او به‌عنوان «رابطه‌ی سالم» یاد بگیرد؟

صحبت‌کردن درباره‌ی اینکه رابطه‌ها -از جمله رابطه‌ی خود شما- کامل نیستند اما تلاش برای احترام متقابل مهم است، تصویری واقع‌بینانه و امیدبخش می‌سازد.

اگر سؤالی مستقیم درباره‌ی رابطه‌ی خودتان پرسید، پاسخ صادقانه اما متناسب با سنش -بدون افشای جزئیات نامناسب- می‌تواند اعتماد او به گفت‌وگوی باز درباره‌ی این موضوعات حساس را تقویت کند.

اگر رابطه‌ی شما با همسرتان دشواری‌های واقعی دارد، جستجوی کمک حرفه‌ای (مشاوره‌ی زوجین) نه‌فقط برای رابطه‌ی خودتان، بلکه به‌عنوان سرمایه‌گذاری روی الگویی که کودک از رابطه یاد می‌گیرد، ارزشمند است.

نقشه‌ای که او همین حالا می‌سازد

قضاوت کودک درباره‌ی روابط اطرافش، بازتابی از الگویی است که او برای آینده‌ی خودش می‌سازد.

توجه به این قضاوت‌ها، پنجره‌ای ارزشمند به آنچه او از نزدیک‌ترین رابطه‌های اطرافش -از جمله خانه‌ی خودش- می‌آموزد باز می‌کند.

این الگوبرداری از روابط اطراف، حتی شامل روابط دوستی و همکاری هم می‌شود. در نهایت، بهترین چیزی که یک خانواده می‌تواند به فرزندش درباره‌ی روابط سالم بیاموزد، نه یک سخنرانی رسمی، بلکه نمایش زنده و روزمره‌ی احترام، صداقت، و توانایی حل تعارض در رابطه‌ی خودشان است؛ درسی که بدون هیچ کلمه‌ای، عمیق‌تر از هر نصیحتی در ذهن کودک باقی می‌ماند. این الگوها، خواسته یا ناخواسته، بخشی از میراثی هستند که هر خانواده به نسل بعدی خودش منتقل می‌کند؛ میراثی که ارزش دارد آگاهانه و با دقت شکل داده شود. این آگاهی از قدرت الگوبرداری، خانواده را به سمت مسئولیت‌پذیری بیشتری در نحوه‌ی نمایش روابطشان جلوی فرزند سوق می‌دهد؛ نه به‌خاطر ترس از قضاوت، بلکه به‌خاطر دانستن اینکه این الگوها، عمیقاً روی تصویر آینده‌ی کودک از یک رابطه‌ی خوب اثر می‌گذارند. این آگاهی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت والدینی آگاهانه در دنیای امروز است. این آگاهی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت والدینی آگاهانه در دنیای امروز است.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
باشگاه فکر کِشو
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید:
یا
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.