
داشتن اسباببازی بیشتر ارزش بیشتر نمیسازد؛ فقط معیار غلط میسازد

داشتن اسباببازی بیشتر ارزش بیشتر نمیسازد؛ فقط معیار غلط میسازد
یک لیست بلند از چیزهایی که «باید» داشته باشد
بعد از بازی با دوستانش، لیستی از اسباببازیهایی که آنها دارند و او ندارد میآورد: «همه اینها را دارند، من هیچکدام را ندارم.»
لحنش، بیشتر از حسرت ساده، شبیه نگرانی از عقبماندن از یک استاندارد است؛ انگار نداشتن این وسایل، چیزی دربارهی جایگاهش در جمع دوستان میگوید.
چند روز بعد، لیست تغییر کرده و طولانیتر شده؛ چیزهای تازهای هم به آن اضافه شده که در بازی هفتهی قبل ندیده بود.
داشتن، به معیار سنجش تبدیل شده
در جمع همسالان، مقایسهی داراییها -چه اسباببازی، چه لباس- میتواند بهتدریج به یک معیار غیررسمی برای جایگاه اجتماعی تبدیل شود. کودک، بدون اینکه خودش متوجه باشد، ممکن است شروع کند ارزش خودش را با همین معیار بسنجد.
این فرآیند، بهآرامی و از دلِ گفتوگوهای روزمره با همسالان شکل میگیرد، نه از یک تصمیم آگاهانه.
حس میکنم چیزی کم دارم
«وقتی میبینم بقیه چیزهای بیشتری دارند، حس میکنم من یکچیزی کم دارم؛ نه فقط اسباببازی، انگار خودم کمتر از آنها هستم.»
وقتی داشتن، جای بودن را میگیرد
پژوهشهای روانشناسی مصرف نشان میدهند که وقتی معیار ارزش خود بر پایهی داراییهای مادی (چه دارم) شکل بگیرد، بهجای معیارهای پایدارتر (چه میتوانم، با چه کسانی رابطهی خوبی دارم)، این معیار همیشه در معرض تهدید است؛ چون همیشه کسی هست که چیز بیشتری دارد.
این الگو، اگر در کودکی ریشه بگیرد، میتواند تا بزرگسالی هم ادامه پیدا کند و به یک چرخهی دائمی مقایسه و نارضایتی تبدیل شود.
نقش خانواده در این مرحله، نه انکار کامل اهمیت داشتن (که برای این سن غیرواقعی است)، بلکه کمک به ساختن معیارهای موازی و پایدارتر برای ارزش خود است.
تبلیغات و محتوای رسانهای که کودکان این سن بیشتر و بیشتر در معرض آن قرار میگیرند، خودش عاملی است که این معیار مصرفمحور را تقویت میکند؛ آگاهی خانواده از این فشار بیرونی، قدم اول برای مقابله با اثرش است.
فهرست دیگری از معیار ارزش
با هم یک فهرست جدید بسازید: نه از چیزهایی که دارد، بلکه از چیزهایی که بلد است یا در آنها خوب است (مهربانبودن، بازی گروهی، کمک به دیگران).
مقایسه کنید این فهرست، چه حسی نسبت به فهرست اول در او ایجاد میکند.
تقویت معیارهای پایدارتر از ارزش
در گفتوگوهای روزمره، تحسین و توجه بیشتری به مهارتها، مهربانی و تلاش او بدهید تا به داشتههای مادیاش.
توضیح صادقانه دربارهی محدودیتهای مالی خانواده (متناسب با سن او)، بدون شرم، به او کمک میکند بفهمد داشتن یا نداشتن یک چیز، ربطی به ارزش او ندارد.
ارزش او، جای دیگری است
معیار سنجش ارزش خود بر پایهی داراییهای مادی، مسیری ناپایدار و همیشهناکافی است.
کمک به ساختن معیارهای پایدارتر، سرمایهگذاری بلندمدتی روی عزتنفس واقعی اوست.

