حجم زیاد تکلیف مدرسه، افت انگیزه‌ای که کسی نمی‌بیند

نتیجه‌ی فوری تکلیف زیاد، نمره نیست؛ کم‌شدن آرام میل به یادگیری است.
مدرسه و آموزش
۸ تا ۱۱ سال
۴ دقیقه مطالعه
مدرسه و آموزش

حجم زیاد تکلیف مدرسه، افت انگیزه‌ای که کسی نمی‌بیند

نتیجه‌ی فوری تکلیف زیاد، نمره نیست؛ کم‌شدن آرام میل به یادگیری است.
۸ تا ۱۱ سال
۴ دقیقه مطالعه

کوله‌پشتی سنگین، شانه‌های خسته

هر روز عصر، همان صحنه: کوله‌پشتی روی زمین، دفترها پخش، و کودکی که با آه می‌گوید «باز هم این‌همه تکلیف؟» گاهی قبل از شروع، چند دقیقه فقط به دفترها خیره می‌ماند، بدون این‌که دستش را دراز کند.

چند ماه پیش، شروع تکلیف با کمی غر زدن اما در نهایت با میل انجام می‌شد؛ حتی گاهی از انجام درست یک تمرین خوشحال می‌شد. حالا، حتی شروع‌کردن هم یک نبرد کوچک شده است، و آخر کار، به‌جای رضایت، فقط خستگی باقی می‌ماند.

آخر هفته‌ها هم دیگر آن حس آزادی قدیم را ندارد؛ چون بخشی از فکرش همیشه درگیر تکالیفی است که هنوز مانده.

انگیزه، بی‌صدا کم می‌شود

افت انگیزه معمولاً یک روز خاص ندارد؛ کم‌کم، تکلیف زیاد به‌جای اینکه فرصتی برای تمرین باشد، تبدیل به یک بار روزانه‌ی تکراری می‌شود که پایانش دیده نمی‌شود.

وقتی حجم کار از ظرفیت واقعی کودک برای لذت‌بردن از یادگیری بیشتر شود، مغز به‌تدریج یاد می‌گیرد که «یادگیری = خستگی»، نه «یادگیری = کشف». این تغییر معنا، خیلی آرام‌تر از یک نمره‌ی بد اتفاق می‌افتد؛ به همین دلیل هم اغلب دیرتر از موعد واقعی‌اش توسط اطرافیان دیده می‌شود.

این فرآیند شبیه فرسودگی تدریجی است، نه یک تصمیم آنی؛ کودک روز اول تصمیم نمی‌گیرد که دیگر یادگیری را دوست نداشته باشد، بلکه بعد از هفته‌ها تجربه‌ی «هرچقدر انجام بدهم، باز هم تمام نمی‌شود»، به این نتیجه می‌رسد.

دیگر دلم نمی‌خواهد شروع کنم

«می‌دانم باید تکلیف را انجام بدهم، ولی وقتی نگاه می‌کنم چقدر زیاد است، اصلا دلم نمی‌خواهد شروع کنم. انگار هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.»


رابطه‌ی حجم کار و انگیزه‌ی درونی

انگیزه‌ی درونی برای یادگیری، وقتی بهترین رشد را دارد که کودک حس کند بر کار مسلط است و پیشرفتش را می‌بیند. وقتی حجم تکلیف از این ظرفیت فراتر برود، حس تسلط جای خودش را به حس غرق‌شدن می‌دهد؛ کودک به‌جای دیدن پیشرفت، فقط انبوهی از کار باقی‌مانده را می‌بیند.

نکته‌ی ظریف این‌جاست: افت انگیزه لزوماً به‌خاطر «تنبلی» یا «بی‌مسئولیتی» نیست؛ اغلب واکنشی طبیعی به تجربه‌ی مکرر «هرچقدر تلاش کنم، باز هم کار جدید می‌رسد» است؛ حالتی که در روان‌شناسی انگیزش، شبیه به ازدست‌دادن حس کنترل بر نتیجه‌ی تلاش توصیف می‌شود.

این وضعیت با کاهش تدریجی تلاش، تعلل بیشتر، و حتی گاهی مخفی‌کردن تکالیف انجام‌نشده همراه می‌شود؛ نه چون کودک بی‌اهمیت شده، بلکه چون سیستم انگیزشی‌اش خسته شده است. اگر این الگو نادیده گرفته شود، ممکن است به‌مرور از یک موضوع درسی خاص، به نگاه کلی‌تری نسبت به «مدرسه» یا «یادگیری» تعمیم پیدا کند.

زمان واقعی تکلیف را اندازه بگیرید

یک هفته، زمان واقعی (نه تخمینی) که کودک صرف تکالیف می‌کند را با ساعت اندازه بگیرید، و سطح انرژی او را قبل و بعد از تکلیف یادداشت کنید.

این عدد واقعی، پایه‌ی بهتری برای گفت‌وگو با معلم درباره‌ی حجم کار می‌سازد؛ بهتر از حدس‌زدن یا مقایسه با بچه‌های دیگر، چون بر پایه‌ی تجربه‌ی واقعی خودِ کودک است، نه یک برداشت کلی.

همراهی بدون افزودن فشار بیشتر

به‌جای «چرا این‌قدر تنبل شده‌ای»، می‌توان از «چه بخشی از این حجم برایت سخت‌تر است؟» شروع کرد؛ سؤالی که به‌جای قضاوت، مسیر گفت‌وگو را باز می‌کند.

کمک به تقسیم تکلیف به بخش‌های کوچک‌تر با فاصله‌ی استراحت کوتاه، و در صورت تداوم مشکل، گفت‌وگوی مستقیم و بدون‌سرزنش با معلم درباره‌ی حجم واقعی کار، دو مسیر عملی‌تر از سرزنش هستند.

افت انگیزه، صدای بلندی ندارد

افت انگیزه در این سن، اغلب صدای بلندی ندارد؛ آرام و تدریجی اتفاق می‌افتد.

دیدن آن پیش از اینکه به یک بی‌میلی پایدار تبدیل شود، به معنای دیدن حجم واقعی کاری است که روی دوش کوچک او گذاشته شده.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
باشگاه فکر کِشو
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید:
یا
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.