توضیح طلاق برای کودک، همیشه همان چیزی نیست که او واقعاً می‌فهمد

کلماتی که برای شما روشن و منطقی‌اند، ممکن است در ذهن او به شکل کاملاً دیگری نشسته باشند.
روابط و خانواده
۴ تا ۷ سال
۶ دقیقه مطالعه
روابط و خانواده

توضیح طلاق برای کودک، همیشه همان چیزی نیست که او واقعاً می‌فهمد

کلماتی که برای شما روشن و منطقی‌اند، ممکن است در ذهن او به شکل کاملاً دیگری نشسته باشند.
۴ تا ۷ سال
۶ دقیقه مطالعه

توضیحی که با برداشتی متفاوت شنیده شد

با دقت و آرامش برایش توضیح داده‌اند که پدر و مادر دیگر با هم زندگی نمی‌کنند، اما هر دو هنوز او را دوست دارند. چند روز بعد، به مادربزرگش می‌گوید: «بابا رفت چون من بد بودم.»

والدین که فکر می‌کردند توضیح‌شان کاملاً روشن بوده، از شنیدن این جمله شوکه می‌شوند.

این تفسیر، فقط یک‌بار بیان نمی‌شود؛ هفته‌های بعد، در قالب‌های مختلف (مثلاً «اگر بهتر رفتار کنم، بابا برمی‌گردد؟») دوباره سر برمی‌آورد.

فاصله‌ی میان توضیح و برداشت

کودک پنج‌شش‌ساله، هنوز درک کاملی از روابط بزرگسالانه و دلایل پیچیده‌ی جدایی ندارد. در غیاب یک توضیح کامل و قابل‌فهم، ذهنش این خلأ را با تفسیرهای خودش پر می‌کند؛ اغلب تفسیرهایی که خودش را مقصر می‌دانند، چون در این سن، کودک هنوز جهان را تا حد زیادی حول خودش تفسیر می‌کند.

این تفکر خودمحور، محدود به موضوع طلاق نمی‌ماند؛ در همین سن، کودک ممکن است برای بسیاری از اتفاقات بزرگسالان دیگر (بیماری یکی از اعضای خانواده، دعوای دو بزرگسال) هم به‌طور مشابه خودش را مقصر بداند؛ الگویی که آگاهی از آن، به والدین کمک می‌کند در موقعیت‌های مشابه دیگر هم هوشیار باشند.

فکر می‌کنم شاید تقصیر من بود

«گفتند بابا و مامان دیگر با هم زندگی نمی‌کنند. ولی نمی‌دانم چرا. شاید من کاری کردم که این اتفاق افتاد.»


چرا کودکان خودشان را مقصر می‌دانند

این پدیده -که در روان‌شناسی رشد به «تفکر خودمحور» شناخته می‌شود- طبیعی و مربوط به مرحله‌ی رشدی این سن است: کودک، هنوز کامل نمی‌فهمد که اتفاقات بزرگسالان می‌توانند کاملاً مستقل از او رخ دهند.

برای همین، حتی با بهترین و آرام‌ترین توضیح‌ها، بدون تکرار صریح و مکرر جمله‌ی «این هیچ ربطی به کاری که تو کردی یا نکردی ندارد»، ریسک این نتیجه‌گیری نادرست همچنان بالا می‌ماند.

یک توضیح، معمولاً کافی نیست؛ چون درک او در طول زمان و با سؤالات جدیدی که مطرح می‌کند، تکامل پیدا می‌کند. این گفت‌وگو، باید یک فرآیند مداوم باشد، نه یک جلسه‌ی یک‌باره.

با افزایش سن، درک او از این موضوع کامل‌تر می‌شود و همان سؤالات، با پیچیدگی بیشتری دوباره مطرح خواهند شد؛ برای همین، این گفت‌وگو باید در طول سال‌های مختلف، متناسب با سطح درک تازه‌اش، دوباره و دوباره تکرار شود.

علاوه بر تفسیر «تقصیر من بود»، برخی کودکان در این سن نتیجه‌گیری دیگری هم می‌سازند: امیدی پنهان که اگر رفتار درستی داشته باشند، والدینشان دوباره با هم زندگی خواهند کرد. این باور، حتی اگر هرگز به زبان آورده نشود، می‌تواند سال‌ها در ذهن کودک باقی بماند و نیاز به یک توضیح صریح دیگر هم دارد: «این تصمیم، برگشت‌ناپذیر است و ربطی به رفتار تو ندارد».

پژوهش‌ها نشان می‌دهند فرزندان طلاق که هر دو والدشان -حتی با وجود اختلاف میان خودشان- در پیام‌رسانی به کودک هماهنگ و باثبات عمل می‌کنند، سازگاری هیجانی بهتری نسبت به کودکانی دارند که هرکدام از والدین، روایت متفاوت یا متناقضی از ماجرا به آن‌ها می‌گویند.

برخی خانواده‌ها، برای کمک بیشتر به این فرآیند، از کتاب‌های کودکانه‌ی طراحی‌شده برای موضوع طلاق استفاده می‌کنند؛ این کتاب‌ها، از طریق شخصیت‌های داستانی، مفاهیم پیچیده را به شکلی قابل‌فهم‌تر برای این سن ارائه می‌دهند.

مشاوره‌ی خانواده، در مواردی که جدایی با تعارض شدید همراه است، می‌تواند به هر دو والد کمک کند پیام‌رسانی هماهنگ‌تری به کودک داشته باشند، حتی اگر رابطه‌ی خودشان هنوز پرتنش باشد.

این باورهای نادرست کودکان درباره‌ی طلاق، می‌تواند سال‌ها بدون آشکارشدن باقی بماند، مگر اینکه والدین فعالانه و مکرر فرصت‌هایی برای پرسیدن سؤال و ابراز نگرانی فراهم کنند؛ سکوت کودک، به‌معنای نبود این باورها نیست.

پرسیدن مستقیم درباره‌ی برداشتش

چند هفته بعد از هر گفت‌وگوی مهم درباره‌ی طلاق، بپرسید: «تو فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاد؟»

پاسخش، ممکن است برداشت‌های نادرستی را آشکار کند که نیاز به اصلاح دوباره دارند.

تکرار پیام کلیدی، نه یک‌بار، بارها

جمله‌ی «این تصمیم بزرگسالان بود و هیچ ربطی به تو ندارد» باید بارها، در طول هفته‌ها و ماه‌ها، و متناسب با سؤالات تازه‌اش تکرار شود.

حفظ ثبات در پیام از سوی هر دو والد (حتی در شرایط دشوار جدایی)، به کاهش سردرگمی او کمک می‌کند.

اگر امکانش هست، توافق میان دو والد بر سر یک روایت مشترک و ساده برای توضیح‌دادن به کودک -حتی در بحبوحه‌ی اختلاف میان خودشان- می‌تواند سردرگمی او را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد.

یادآوری دوره‌ای -نه فقط یک‌بار در ابتدا- که این تصمیم، تصمیم بزرگسالان بوده و ربطی به رفتار کودک ندارد، در مقاطع مختلف رشد او (ورود به مدرسه‌ی جدید، سالگرد جدایی) می‌تواند اهمیت تازه‌ای پیدا کند.

یک توضیح، کافی نیست

برداشت کودک از طلاق، می‌تواند با آنچه واقعاً توضیح داده شده، فاصله‌ی زیادی داشته باشد.

گفت‌وگوی مداوم و تکرار پیام‌های کلیدی، تنها راه برای نزدیک‌کردن این دو تصویر است.

در نهایت، آنچه بیشترین اهمیت را دارد، نه جزئیات دقیق توضیحی که به کودک داده می‌شود، بلکه ثبات، صداقت، و تکرار پیام اصلی در طول زمان است؛ پیامی که به او می‌گوید این تصمیم، مسئولیت او نبوده و محبت هر دو والد، برایش پابرجا مانده است، حتی اگر شکل خانواده تغییر کرده باشد. این ثبات و صداقت، در بلندمدت، پایه‌ی اعتماد کودک به خانواده‌اش را، حتی در میان یک تغییر بزرگ مثل طلاق، محکم نگه می‌دارد. این ثبات پیام، حتی وقتی رابطه‌ی میان دو والد پرتنش باشد، همچنان قابل‌دستیابی است؛ هر دو والد می‌توانند، حتی جدا از هم، بر سر همین چند پیام کلیدی برای فرزندشان توافق کنند و از آن به‌طور مستقل پیروی کنند. این ثبات و صداقت مداوم در پیام‌رسانی، حتی در دشوارترین دوران زندگی خانوادگی، پایه‌ای می‌سازد که کودک بر اساس آن، اعتماد بنیادینش به جهان و به خانواده‌اش را، علی‌رغم تغییر بزرگی مثل طلاق، حفظ می‌کند.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.