ترس از اشتباه در کلاس، دقیقاً همان‌جایی است که یادگیری واقعی متوقف می‌شود

یادگیری عمیق، نیازمند ریسک‌کردن است؛ و ترس از اشتباه، دقیقاً همین ریسک‌کردن را از بین می‌برد.
تفکر و یادگیری
۷ تا ۹ سال
۶ دقیقه مطالعه
تفکر و یادگیری

ترس از اشتباه در کلاس، دقیقاً همان‌جایی است که یادگیری واقعی متوقف می‌شود

یادگیری عمیق، نیازمند ریسک‌کردن است؛ و ترس از اشتباه، دقیقاً همین ریسک‌کردن را از بین می‌برد.
۷ تا ۹ سال
۶ دقیقه مطالعه

دستی که دیگر بالا نمی‌رود

مدتی است در کلاس، حتی وقتی جواب را می‌داند، دستش را بالا نمی‌برد. ترجیح می‌دهد ساکت بماند تا اینکه ریسک اشتباه‌کردن جلوی بقیه را بپذیرد.

در خانه، وقتی همان سؤال را از او می‌پرسند، بدون هیچ تردیدی و با اطمینان کامل جواب می‌دهد؛ همین تفاوت، نشان می‌دهد مشکل دانستن نیست.

معلم هم متوجه شده که او در تکالیف کتبی بسیار بهتر از مشارکت شفاهی عمل می‌کند؛ انگار نوشتن، ریسک کمتری برایش دارد.

ترس، دقیقاً جایی می‌ایستد که یادگیری اتفاق می‌افتد

یادگیری عمیق، معمولاً از دلِ تلاش، اشتباه، و اصلاح شکل می‌گیرد؛ نه از دلِ دانستن از قبل. وقتی ترس از اشتباه آن‌قدر قوی شود که کودک ترجیح دهد اصلاً تلاش نکند، دقیقاً همان فرآیندی که یادگیری واقعی را می‌سازد، متوقف می‌شود.

این ترس، در کلاس‌هایی که فرهنگ رقابتی قوی دارند -جایی که نمرات علنی مقایسه می‌شوند یا دانش‌آموزان برتر مکرراً برجسته می‌شوند- معمولاً شدیدتر است؛ چون ریسک اشتباه‌کردن، با ریسک افت‌کردن در رتبه‌ی اجتماعی کلاس هم گره می‌خورد.

ترجیح می‌دهم چیزی نگویم تا اشتباه نکنم

«اگر جواب اشتباه بدهم، همه می‌فهمند. ترجیح می‌دهم ساکت بمانم، حتی اگر جواب را بلد باشم.»


رابطه‌ی ایمنی روانی و یادگیری فعال

مفهوم «ایمنی روانی» در محیط یادگیری -احساس اینکه می‌توان بدون ترس از قضاوت شدید، ریسک کرد و اشتباه کرد- یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های یادگیری عمیق و مشارکت فعال در کلاس است.

کلاسی که در آن اشتباه‌کردن با تمسخر یا حتی سکوت معنادار همراه می‌شود، به‌تدریج این ایمنی روانی را از بین می‌برد؛ نتیجه، کاهش مشارکت، کاهش ریسک‌پذیری، و در نهایت کاهش یادگیری واقعی است -حتی اگر ظاهراً کلاس «منظم و ساکت» به‌نظر برسد.

این الگو، اگر در خانه تقویت نشود (یعنی خانه هم فضای امنی برای اشتباه‌کردن نباشد)، می‌تواند به یک الگوی کلی‌تر اجتناب از ریسک در یادگیری تبدیل شود.

این اجتناب، اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند در سال‌های بعد هم روی مهارت‌های ارائه، سخنرانی، و حتی مصاحبه‌های شغلی آینده اثر بگذارد؛ چون ریشه‌ی همان الگو -«اشتباه‌کردن جلوی جمع خطرناک است»- هنوز پابرجاست.

این حالت، در بلندمدت می‌تواند به یک الگوی گسترده‌تر تبدیل شود که فراتر از کلاس هم امتداد می‌یابد: نوجوان یا بزرگسالی که یاد گرفته امنیت را در سکوت و عدم‌ریسک بجوید، ممکن است در موقعیت‌های شغلی یا اجتماعی آینده هم، حتی وقتی ایده‌ی خوبی دارد، از بیان آن خودداری کند.

برعکس، محیط‌هایی که در آن‌ها تلاش و مشارکت -فارغ از درست یا غلط‌بودن پاسخ- تحسین می‌شود، معمولاً دانش‌آموزانی می‌سازند که در بلندمدت، هم عملکرد تحصیلی بهتری دارند و هم اعتمادبه‌نفس پایدارتری در بیان ایده‌های خودشان.

معلمانی که آگاهانه محیط کلاس را به‌سمت پذیرش اشتباه هدایت می‌کنند -مثلاً با گفتن داستان اشتباهات خودشان در دوران تحصیل- معمولاً شاهد افزایش محسوس مشارکت داوطلبانه‌ی دانش‌آموزان هستند.

این فرهنگ کلاسی، وقتی با تشویق خانوادگی مشابه همراه شود، اثر تقویت‌کننده‌ی دوچندانی پیدا می‌کند؛ کودکی که هم در خانه و هم در مدرسه، اشتباه را بخشی طبیعی از یادگیری می‌بیند، اعتمادبه‌نفس پایدارتری برای ریسک‌کردن در تمام حوزه‌های زندگی می‌سازد.

این فرهنگ پذیرش اشتباه، وقتی در سطح کل مدرسه (نه فقط یک کلاس) نهادینه شود، می‌تواند اثر گسترده‌تری روی نگرش کلی دانش‌آموزان به یادگیری و ریسک‌پذیری داشته باشد؛ برخی مدارس، این رویکرد را به‌عنوان بخشی از فلسفه‌ی رسمی آموزشی خود پذیرفته‌اند.

ایجاد یک فضای تمرینی کم‌ریسک

در خانه، یک بازی یا فعالیت بسازید که در آن اشتباه‌کردن بخشی طبیعی و حتی خنده‌دار از روند است.

ببینید آیا تجربه‌ی اشتباه‌کردن بدون عواقب منفی در این فضای امن، اعتمادش برای ریسک‌کردن در جاهای دیگر را افزایش می‌دهد.

بازتعریف اشتباه به‌عنوان بخشی از یادگیری

در خانه، وقتی خودتان اشتباه می‌کنید، آن را آشکارا و بدون شرم نام ببرید: «اشتباه کردم، این بخشی از یادگیری است.»

در صورت امکان، گفت‌وگو با معلم درباره‌ی فضای کلی کلاس نسبت به اشتباه‌کردن، می‌تواند اطلاعات مفیدی درباره‌ی منشأ این ترس بدهد.

اگر فضای کلی کلاس رقابتی و ناایمن به‌نظر می‌رسد، صحبت با معلم درباره‌ی راهکارهایی مثل «مشارکت ناشناس» (نوشتن پاسخ روی کاغذ به‌جای بلندگفتن) می‌تواند فشار فوری او را کم کند.

اگر می‌بینید فرزندتان در یک حوزه‌ی خاص (مثلاً ریاضی) این ترس را بیشتر نشان می‌دهد، تمرکز اولیه‌ی بازسازی اعتمادبه‌نفس را روی همان حوزه‌ی خاص بگذارید، پیش از تعمیم به حوزه‌های دیگر.

جایی که ریسک متوقف می‌شود، یادگیری هم متوقف می‌شود

ترس از اشتباه، دقیقاً همان‌جایی است که فرآیند یادگیری واقعی متوقف می‌شود.

ساختن فضای امن برای اشتباه‌کردن، چه در خانه و چه در مدرسه، پیش‌نیاز واقعی یادگیری عمیق است.

در نهایت، فرهنگی که در آن اشتباه‌کردن با کنجکاوی و پذیرش، نه ترس و قضاوت، روبه‌رو می‌شود، دقیقاً همان فرهنگی است که یادگیری واقعی و پایدار را ممکن می‌سازد؛ چه در خانه، چه در کلاس درس، و این فرهنگ، از همین سنین ابتدایی پایه‌گذاری می‌شود. این فرهنگ پذیرش اشتباه، وقتی از خانه شروع شود، حتی می‌تواند در بلندمدت روی انتخاب‌های تحصیلی و شغلی آینده‌ی او هم اثر مثبت بگذارد؛ فردی که از ریسک‌کردن نمی‌ترسد، فرصت‌های بیشتری هم پیدا می‌کند. این محیط امن برای اشتباه، وقتی در طول سال‌های مدرسه پایدار بماند، دانش‌آموزانی می‌سازد که در بزرگسالی هم، در محیط‌های کاری و اجتماعی، جرأت بیشتری برای ارائه‌ی ایده‌های تازه و پذیرفتن ریسک‌های حساب‌شده دارند. این فرهنگ پذیرش اشتباه، وقتی از خانه شروع و در مدرسه هم تقویت شود، دانش‌آموزانی می‌سازد که در بزرگسالی، از ریسک‌کردن و امتحان‌کردن ایده‌های تازه در محیط کار و زندگی، نمی‌ترسند. این فرهنگ پذیرش، ریشه در همان خانه دارد و از آنجا رشد می‌کند. این فرهنگ پذیرش، ریشه در همان خانه دارد و از آنجا رشد می‌کند.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.