از تلویزیون تا فضای مجازی، استاندارد زیبایی کم‌کم وارد ذهن پیش‌نوجوان می‌شود

این استاندارد، یک‌شبه نمی‌آید؛ قطره‌قطره، از هزاران تصویر کوچک روزمره جمع می‌شود.
جامعه و فرهنگ
۱۰ تا ۱۲ سال
۶ دقیقه مطالعه
جامعه و فرهنگ

از تلویزیون تا فضای مجازی، استاندارد زیبایی کم‌کم وارد ذهن پیش‌نوجوان می‌شود

این استاندارد، یک‌شبه نمی‌آید؛ قطره‌قطره، از هزاران تصویر کوچک روزمره جمع می‌شود.
۱۰ تا ۱۲ سال
۶ دقیقه مطالعه

ساعت‌ها جلوی آینه، بعد از یک ویدیو

بعد از دیدن چند ویدیوی کوتاه در گوشی، جلوی آینه می‌ایستد و با دقت غیرمعمولی به چهره و موهایش نگاه می‌کند؛ چیزی که چند ماه پیش برایش اهمیتی نداشت.

والد این تغییر رفتار را می‌بیند، اما نمی‌داند دقیقاً از کجا شروع شده؛ چند هفته پیش، همین کودک بدون هیچ نگرانی از خانه بیرون می‌رفت.

حالا، صبح‌ها چند دقیقه‌ی اضافه جلوی آینه می‌ایستد؛ کاری که قبلاً هیچ‌وقت نمی‌کرد.

تکرار، نه یک تصویر، استاندارد می‌سازد

یک تصویر واحد از یک چهره یا اندام «ایده‌آل»، به‌تنهایی اثر چندانی ندارد. اما وقتی این تصویر، در قالب‌های مشابه، صدها بار در فیدهای دیجیتال و برنامه‌های تلویزیونی تکرار شود، مغز به‌تدریج آن را به‌عنوان «معیار عادی» می‌پذیرد.

این فرآیند، آهسته و نامرئی است؛ کودک متوجه لحظه‌ی دقیق شکل‌گیری این استاندارد در ذهنش نمی‌شود.

این فرآیند هنجارسازی، وقتی با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی ترکیب شود که محتوای مشابه را بارها و بارها نمایش می‌دهند، سرعت بیشتری هم پیدا می‌کند؛ چون کودک دیگر یک تصویر تصادفی نمی‌بیند، بلکه در معرض یک جریان متمرکز و تکرارشونده از همان نوع تصویر قرار می‌گیرد.

این فرآیند هنجارسازی، در دختران معمولاً حول شکل و وزن بدن متمرکز است، درحالی‌که در پسران بیشتر حول عضله و قد؛ اما هر دو گروه، به‌یک‌اندازه در معرض این استاندارد مصنوعی و ساخته‌شده قرار دارند.

همه توی گوشی این‌جوری‌اند

«همه‌ی کسانی که توی ویدیوها می‌بینم، همین‌جوری هستند. بعد که خودم را توی آینه نگاه می‌کنم، حس می‌کنم فرق دارم.»


اثر تجمعی تصاویر تکرارشونده

پدیده‌ای که در روان‌شناسی رسانه «هنجارسازی از طریق تکرار» نامیده می‌شود، توضیح می‌دهد چرا قرارگرفتن مکرر در معرض یک نوع خاص از ظاهر (اغلب اصلاح‌شده و غیرواقعی)، به‌تدریج آن را به معیار مقایسه‌ی ذهنی تبدیل می‌کند؛ حتی اگر کودک آگاهانه بداند این تصاویر واقعی یا دستکاری‌شده هستند.

در آستانه‌ی نوجوانی، هم‌زمان با شروع تغییرات بدنی واقعی او، این معیار مصنوعی می‌تواند با بدن در حال تغییرش مقایسه شود؛ مقایسه‌ای که تقریباً همیشه به ضرر تصویر خودانگاره‌ی او تمام می‌شود، چون طرف مقابل مقایسه، از ابتدا واقعی نبوده.

این اثر، به‌مرور و بدون یک لحظه‌ی مشخص «شروع»، انباشته می‌شود؛ برای همین، آگاهی زودهنگام خانواده، مهم‌تر از منتظرماندن برای یک نشانه‌ی بحرانی است.

پژوهش‌های رسانه نشان می‌دهند که حتی آگاهی صریح از این‌که یک تصویر ویرایش‌شده است، همیشه اثر مقایسه‌ی ناخودآگاه را خنثی نمی‌کند؛ مغز، در سطحی غیرارادی، همچنان آن تصویر را به‌عنوان یک مرجع بصری ثبت می‌کند، حتی وقتی آگاهانه می‌داند واقعی نیست.

به همین دلیل، صرفاً آموزش «این عکس‌ها واقعی نیستند» -هرچند مفید- به‌تنهایی کافی نیست؛ کاهش واقعی حجم مواجهه با این نوع محتوا، در کنار همان آموزش، اثر محافظتی قوی‌تری دارد.

این استاندارد، در پلتفرم‌های مختلف اجتماعی، به شکل‌های ظریف و متفاوتی بازتولید می‌شود؛ گاهی از طریق فیلترهای زیبایی خودکار، گاهی از طریق الگوریتم‌هایی که محتوای مشابه را بارها نشان می‌دهند تا نوجوان، بدون این‌که متوجه باشد، در یک «حباب» از یک نوع خاص ظاهر محصور شود.

آموزش سواد رسانه‌ای -توانایی تشخیص چگونگی ساخته‌شدن این تصاویر و اهداف تجاری پشت آن‌ها- در برخی مدارس به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی درسی گنجانده شده و نتایج امیدوارکننده‌ای در کاهش نارضایتی بدنی نوجوانان نشان داده است.

این آگاهی رسانه‌ای، وقتی از سنین پیش از نوجوانی شروع شود، پیش از آنکه فشار اجتماعی همسالان هم به آن اضافه شود، معمولاً محافظت پایدارتری در برابر این فرسایش تدریجی ایجاد می‌کند.

نگاهی مشترک و نقادانه به یک ویدیو

یک بار، با هم یک ویدیوی محبوبش را ببینید و بپرسید: «فکر می‌کنی این تصویر واقعی است یا ویرایش‌شده؟» بدون قضاوت، فقط برای باز کردن یک گفت‌وگوی نقادانه.

این تمرین، به او ابزار اولیه‌ی «مصرف نقادانه‌ی رسانه» را می‌دهد.

تقویت معیارهای درونی، در کنار گفت‌وگوی رسانه‌ای

گفت‌وگوی مداوم درباره‌ی تفاوت میان تصاویر ساخته‌شده‌ی رسانه‌ای و واقعیت طبیعی بدن‌های متنوع، به او کمک می‌کند این استاندارد را با فاصله‌ی بیشتری ببیند.

تأکید بر ارزش‌هایی غیر از ظاهر (مهارت، مهربانی، پشتکار) در گفت‌وگوهای روزمره، وزن این استاندارد بیرونی را در ذهنش کم می‌کند.

پیگیری نوع محتوایی که کودک دنبال می‌کند و تلاش برای معرفی حساب‌های متنوع‌تر (با بدن‌های واقعی‌تر و متنوع‌تر) می‌تواند به‌مرور، ترکیب محتوای مصرفی او را متعادل‌تر کند.

پیگیری و دنبال‌کردن حساب‌هایی که تصاویر متنوع‌تر و واقعی‌تری از بدن انسان نشان می‌دهند، می‌تواند به‌تدریج ترکیب محتوای مصرفی او را متعادل‌تر و کمتر یک‌دست کند.

می‌توانید با هم چند تصویر «پیش و پس از ویرایش» از منابع آموزشی معتبر ببینید؛ دیدن مستقیم این فرآیند، اغلب تأثیرگذارتر از شنیدن درباره‌ی آن است.

استانداردی که ساخته شده، نه واقعی

استاندارد زیبایی که از رسانه‌ها می‌رسد، محصول تکرار است، نه بازتاب واقعیت.

آگاهی زودهنگام خانواده از این فرآیند آرام و نامرئی، بهترین محافظت در برابر اثرات آن است.

در نهایت، هدف، نه دورنگه‌داشتن کامل نوجوان از فضای مجازی -که در دنیای امروز غیرممکن است- بلکه مجهزکردن او به ابزار ذهنی لازم برای عبور نقادانه از این فضاست؛ ابزاری که در تمام سال‌های آینده‌ی زندگی دیجیتال او به کارش خواهد آمد، فراتر از همین دوره‌ی خاص نوجوانی. این آگاهی، وقتی از همین سنین نوجوانی شکل بگیرد، محافظتی است که او در تمام سال‌های آینده‌ی زندگی دیجیتالش با خودش حمل خواهد کرد. این آموزش سواد رسانه‌ای، بهتر است نه یک‌بار و به‌شکل یک «درس»، بلکه به‌طور مداوم و در قالب گفت‌وگوهای کوتاه و طبیعی درباره‌ی محتوایی که هرروز می‌بیند، جریان داشته باشد؛ این تکرار مداوم، اثر پایدارتری نسبت به یک گفت‌وگوی رسمی و یک‌باره دارد. این آموزش مداوم و غیررسمی، به‌تدریج نوجوان را به فردی تبدیل می‌کند که می‌تواند هر تصویری که می‌بیند را با یک لایه‌ی نقادانه پردازش کند، بدون اینکه این پردازش، لذت طبیعی او از فضای مجازی را از بین ببرد؛ تعادلی که هدف واقعی این نوع تربیت رسانه‌ای است.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.