اخبار جنگ و ناآرامی که در خانه شنیده می‌شود، اضطرابی که کودک هم می‌گیرد

او شاید کامل نفهمد چه خبری پخش شده، اما نگرانی صدای بزرگ‌ترها را کامل حس می‌کند.
جامعه و فرهنگ
۷ تا ۹ سال
۷ دقیقه مطالعه
جامعه و فرهنگ

اخبار جنگ و ناآرامی که در خانه شنیده می‌شود، اضطرابی که کودک هم می‌گیرد

او شاید کامل نفهمد چه خبری پخش شده، اما نگرانی صدای بزرگ‌ترها را کامل حس می‌کند.
۷ تا ۹ سال
۷ دقیقه مطالعه

یک اتاق نشیمن، پر از خبرهای نگران‌کننده

اخبار در پس‌زمینه پخش می‌شود؛ بزرگ‌ترها با نگرانی درباره‌ی وضعیت صحبت می‌کنند. کودک، مشغول بازی در همان اتاق، ظاهراً سرگرم به‌نظر می‌رسد؛ اما شب، بی‌قرارتر از همیشه می‌خوابد.

فردا صبح، بدون هیچ ربط ظاهری، از یک هیولا در خواب دیشبش تعریف می‌کند؛ چیزی که هفته‌ها بود دیگر خواب نمی‌دید.

والدین که هنوز فکر می‌کنند «او که چیزی نفهمید»، ارتباط این دو اتفاق را نمی‌بینند.

چند روز بعد، وقتی از او درباره‌ی یک ترس نامرتبط (مثلاً ترس از تاریکی) می‌پرسند، برای اولین‌بار این را هم می‌گوید: «می‌ترسم بلایی سر ما بیاید، مثل چیزی که توی تلویزیون دیدم.» جمله‌ای که نشان می‌دهد آن اضطراب غیرمستقیم، حالا به یک ترس مشخص و قابل‌بیان تبدیل شده.

محتوا را کامل نمی‌فهمد، فضا را کامل حس می‌کند

کودک این سن، جزئیات پیچیده‌ی یک بحران یا خبر نگران‌کننده را کامل درک نمی‌کند؛ اما به لحن نگران، حالت چهره، و تنش در فضای خانه بسیار حساس است. این تنش، حتی بدون فهمیدن محتوا، می‌تواند اضطراب واقعی در او ایجاد کند.

این تبدیل اضطراب مبهم به یک ترس مشخص، در واقع یک پیشرفت است -نه یک بدترشدن؛ حالا که او توانسته این نگرانی را با کلمات بیان کند، فرصت برای پاسخ‌دادن مستقیم و تسکین‌دهنده فراهم شده است، چیزی که پیش از این، وقتی ترس فقط به‌شکل بی‌قراری مبهم بروز می‌کرد، ممکن نبود.

نمی‌فهمم چی شده، ولی حس می‌کنم چیز بدی است

«نمی‌دانم دقیقاً چه خبری است، ولی وقتی بزرگ‌ترها این‌جوری نگران حرف می‌زنند، من هم دلشوره می‌گیرم.»


مدیریت مواجهه‌ی غیرمستقیم با اخبار

کودکان، حتی وقتی مستقیم مخاطب یک خبر نیستند، از طریق مواجهه‌ی غیرمستقیم (شنیدن اخبار در پس‌زمینه، دیدن واکنش هیجانی بزرگسالان) بخش قابل‌توجهی از اضطراب محیط را جذب می‌کنند؛ این پدیده گاهی «اضطراب غیرمستقیم» یا «سرایت هیجانی» نامیده می‌شود.

قطع‌کامل کودک از هرگونه اطلاع (که معمولاً هم غیرممکن است)، لزوماً بهترین راه‌حل نیست؛ او در نهایت چیزهایی می‌شنود، و بدون توضیح مناسب، ممکن است تصورات نادرست و حتی ترسناک‌تر از واقعیت بسازد.

رویکرد متعادل، شامل محدودکردن مواجهه‌ی مستقیم و مکرر با جزئیات خام اخبار (نه پخش مداوم در پس‌زمینه)، و ارائه‌ی توضیح ساده و مطمئن‌کننده متناسب با سن، در صورت پرسیدن یا نشانه‌ی نگرانی، است.

نشانه‌های این نوع اضطراب غیرمستقیم، اغلب غیرمستقیم هم بروز می‌کنند: کابوس، بی‌قراری بدون دلیل روشن، یا سؤالات نامرتبط اما مکرر درباره‌ی ایمنی خانواده.

روان‌شناسان کودک تأکید می‌کنند که کودکان در این سن، اغلب اخبار و تصاویر نگران‌کننده را به‌صورت تکه‌تکه و بدون زمینه‌ی کامل دریافت می‌کنند؛ این یعنی ذهنشان مجبور است خلأهای اطلاعاتی را با تخیل خودشان پر کند -فرآیندی که اغلب به سناریوهای ترسناک‌تر از واقعیت منجر می‌شود.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کودکانی که والدینشان به‌جای نادیده‌گرفتن یا بزرگ‌نمایی این ترس‌ها، با آرامش و اطلاعات دقیق (نه لزوماً کامل، بلکه مناسب سن) پاسخ می‌دهند، سریع‌تر از این اضطراب عبور می‌کنند و اعتماد بیشتری به توانایی خانواده برای محافظت از آن‌ها پیدا می‌کنند.

این تجربه، همچنین فرصتی است برای آموزش یک مهارت مهم‌تر و بلندمدت‌تر: توانایی تفکیک «چیزهایی که در جای دور اتفاق می‌افتند» از «چیزهایی که مستقیماً روی زندگی امروز من اثر می‌گذارند»؛ مهارتی که در دنیای پر از اطلاعات امروز، اهمیت روزافزونی دارد.

این توانایی تفکیک، در دنیای امروز که کودکان از سنین پایین در معرض حجم بالایی از اطلاعات جهانی قرار دارند، اهمیت روزافزونی پیدا کرده؛ کمک به کودک برای ساختن این مهارت از همین سنین، آماده‌سازی خوبی برای مواجهه‌ی سالم‌تر او با اخبار در سال‌های آینده است.

خانواده‌هایی که یک «زمان خبر» مشخص دارند (به‌جای پخش مداوم اخبار در پس‌زمینه‌ی کل روز)، معمولاً کودکانشان کمتر در معرض این نوع اضطراب غیرمستقیم قرار می‌گیرند؛ این تغییر ساده در عادت خانگی، می‌تواند اثر قابل‌توجهی داشته باشد.

این نوع اضطراب غیرمستقیم، در دوره‌های بحران جهانی یا ملی که پوشش خبری گسترده و مداوم است، می‌تواند حتی برای کودکانی که خانواده‌شان تلاش زیادی برای محافظت از آن‌ها می‌کند هم چالش‌برانگیز باشد؛ چون این اطلاعات، از منابع متعدد (مدرسه، دوستان، حتی گفت‌وگوی تصادفی در خیابان) به کودک می‌رسد.

در چنین دوره‌هایی، تمرکز بیشتر بر ثبات روتین روزمره‌ی کودک -وعده‌های غذایی منظم، ساعت خواب ثابت، فعالیت‌های آشنا- می‌تواند حس امنیت پایه‌ای فراهم کند که تا حدی این اضطراب بیرونی را جبران می‌کند.

بررسی سطح مواجهه‌ی روزانه

چند روز توجه کنید کودک چقدر در معرض اخبار (مستقیم یا از طریق شنیدن گفت‌وگوهای نگران‌کننده) قرار می‌گیرد.

این آگاهی، به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید آیا نیاز به محدودکردن این مواجهه یا افزودن توضیح مطمئن‌کننده وجود دارد.

می‌توانید یک هفته، زمان و مکان تماشا یا شنیدن اخبار را محدود و مشخص کنید (نه در حضور مستقیم کودک) و ببینید آیا سطح کلی بی‌قراری او در این هفته تغییر می‌کند.

اطمینان‌بخشی متناسب با سن، بدون انکار کامل

اگر پرسید، پاسخ ساده و صادقانه بدهید، همراه با تأکید بر امنیت مستقیم خودش: «بله، جاهایی در دنیا مشکلاتی هست، ولی تو الان اینجا و امن هستی، و بزرگ‌ترها مراقبت هستند.»

کاهش صحبت‌های نگران‌کننده‌ی بزرگسالان در حضور مستقیم او، حتی اگر فکر می‌کنید متوجه نمی‌شود، فضای آرام‌تری برایش می‌سازد.

اگر این ترس مشخص و تکرارشونده باقی ماند، تکرار منظم یک جمله‌ی اطمینان‌بخش ساده و ثابت («تو الان امن هستی، ما مراقبیم») در کنار محدودکردن مواجهه‌ی بیشتر با محتوای مشابه، هر دو مهم‌اند.

اگر این اضطراب با نشانه‌های جسمی مکرر (دردهای شکمی، مشکل خواب پایدار) همراه شد، مشورت با متخصص کودکان یا روان‌شناس کودک می‌تواند اطمینان‌بخش یا راهنمای مفیدی باشد.

امنیتش، در دستان شماست

کودک، حتی بدون فهمیدن کامل یک خبر نگران‌کننده، تنش فضای اطرافش را جذب می‌کند.

مدیریت آگاهانه‌ی این مواجهه، همراه با اطمینان‌بخشی ساده و صادقانه، حس امنیت او را حفظ می‌کند.

این نوع اضطراب غیرمستقیم، در دوره‌های بحران جهانی یا ملی که پوشش خبری گسترده و مداوم است، می‌تواند حتی برای کودکانی که خانواده‌شان تلاش زیادی برای محافظت از آن‌ها می‌کند هم چالش‌برانگیز باشد. در نهایت، آنچه کودک بیشتر از هر توضیح مفصلی نیاز دارد، این اطمینان ساده و تکرارشونده است که در همان لحظه، در همان خانه، او امن است و کسی مراقب اوست. این اطمینان مکرر و ساده، بیشتر از هر توضیح پیچیده‌ای، حس امنیت پایه‌ای کودک را در دنیایی که گاهی نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد، حفظ می‌کند. این حس امنیت پایه‌ای، حتی در دنیایی پر از اخبار نگران‌کننده، مهم‌ترین چیزی است که یک خانواده می‌تواند به کودکش بدهد؛ پایه‌ای که او بر اساس آن، می‌تواند با آرامش بیشتری با پیچیدگی‌های دنیای بزرگ‌تر روبه‌رو شود. این حس امنیت پایه‌ای که از طریق اطمینان‌بخشی ساده و مکرر ساخته می‌شود، مهم‌ترین چیزی است که یک خانواده می‌تواند به کودکش در دنیایی پر از اخبار نگران‌کننده هدیه دهد؛ پایه‌ای که او در تمام عمر به آن تکیه خواهد کرد.

یادداشت‌های کِشو

نگاه ما به دنیای کودک، تجربه‌های والدین و موضوعاتی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.
بیشتر بخوانید
کِشو
باشگاه فکر کودکان
برای ورود | ثبت نام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
پیام هشدار
کد ارسال شده به {{mobile}} را وارد کنید:
پیام هشدار
تغییر شماره
ارسال دوباره کد

به کِشو خوش آمدید

برای شروع، چند مورد کوتاه درباره شما و کودک موردنظرتان دریافت می‌کنیم تا همراهی شما با کِشو آغاز شود.
شروع تکمیل اطلاعات
بعداً ادامه می‌دهم
اطلاعات شما نزد کِشو امن می‌ماند.